آکادمی گلوفعزت نفسقوانین جهان آفرینشموفقیت فردی

چطور به احساس خوب دائمی برسیم

سلام دوست گلم چطوری؟ خوبی؟ خوشی؟ سر حالی یا نه؟ حالت خوبه دماغت چاقه؟😍 اگه حالت خوبه که عاااالیه اما اگر نیست هم فدای سرت 🙂 اصلا نگران نباش چون من توی این مقاله آموزشی که میخوام باهات صحبت کنم، درواقع قصد دارم به صورت مفصل بهت بگم که چرا حالت بده و چطور به صورت کاملا ساده و راحت می تونی به حال خوب دائمی برسی. پس الآن توی هر شرایطی هستی مهم نیست! فقط تا آخر این مقاله همراه من باش تا با هم ریشه ی این مسئله رو شخم بزنیم 😎❤️

چرا احساس خوبی نداریم و حالمون بد میشه

خب همین اول مقاله باید ببینیم که کلا چرا ما حالمون بد میشه و مدام در احساس بد غرق هستیم. درواقع اکثر ماها وقتی یک زندگی روتین رو سپری می کنیم کلا به صورت نا خود آگاه تو فاز سنگین هستیم و این بین هم در حد چند دقیقه شاید حالمون اتفاقی خوب بشه! درکل میخوام بگم که حال بد جزئی اصلی از زندگی ما شده …

تا حالا شده فکر کنین که واقعا چرا انقدر حالتون بده؟ وجودتون پر شده از کینه و نفرت و حال بد و بغض و سرزنش و تحقیر و پوچی و … ولی خودتون درست نمی دونید که دلیلش چیه. البته شاید اکثرتون بگین خب معلومه، بخاطر سختی ها و مشکلات زیاده. منم میگم درسته دوست گلم. اما این کل داستان نیست. چرا این رو میگم؟ چون اکثر ماها به جایی رسیدیم که از پیش پا افتاده ترین و مسخره ترین اتفاقات هم حالمون به شدت بد میشه و تا مدت ها غرق میشیم تو حال بد و ناراحتی. درواقع دلایل این مسئله و مشکل چیزی فراتر از مشکلاته. اصلا یکی از اصلی ترین دلایلی که مدام مشکل براتون به وجود میاد همین وجود احساس بد دائمیه!

راستی توی یک مقاله هم به صورت مفصل به علت وجود مشکلات و سختی ها در زندگی پرداختیم که از طریق لینک زیر می تونی همین الان اون مقاله ارزشمند رو هم مطالعه کنی.❤️

علت مشکلات و سختی ها در زندگی چیست؟

دوست گلم اگر حوصله این رو نداری که این مقاله رو کامل مطالعه کنی ازت صمیمانه خواهش میکنم که اصلا از این قسمت به بعد مقاله رو مطالعه نکنی. چرا که محتوا و بخش های مختلف این مقاله به هم مرتبط هستن و ناقص خوندن این مقاله نه تنها به تو کمکی نمیکنه بلکه به احتمال خیلی زیاد ممکنه تو رو با کلی سوال دیگه رو به رو کنه. علاوه بر این مقاله، کلا همیشه یادت باشه که یا اصلا مطالعه نکن یا اگر خواستی کتابی یا مقاله ای رو مطالعه کنی کامل مطالعه کن. درود بر تو ❤️

در ادامه به چندتا از اصلی ترین دلایل وجود احساس بد دائمی اشاره می کنیم و بعد میریم سراغ نحوه رسیدن به احساس خوب و این که چطور حال خوب رو دائمی کنیم.

نداشتن کنترل کامل روی ذهن

ببین یعنی ما هررررچی میکشیم از همین ذهن احمقه! 😑

از ابتدای نسل بشر قرار بر این بود که ذهن انسان ابزاری باشه برای پیشرفتش و تکامل. اما از یه جایی به بعد کلا قضیه عوض شد و ما شدیم برده و فرمانبردار ذهنمون! انگار نه انگار که ما صاحب اونیم و اون باید به اختیار ما باشه. کلا قیمه ها ریخته شده تو ماستا 😐 درواقع ما شدیم مثل برگی در مسیر باد و ذهن هر طرفی که دلش می خواد ما رو میبره.  به جرئت میتونم بگم 99% مشکلات و مسائلی که توی زندگی داریم و تمام ناخواسته هایی که تجربه می کنیم بخاطر نداشتن کنترل ذهنه.

اصلا چیزی که باعث شده افراد معدودی در دنیا به اوج برسن و بتونن زندگی رویایی خودشون رو خلق کنن، همین قدرت کنترل ذهنشون بوده. اونا خیلی خوب یاد گرفتن که چطور افسار ذهن رو در دست بگیرن و چطور اون رو هدایت کنن و تربیت کنن برای ساخت زندگی رویایی و ایده آل. شما کافیه یه نگاه بکنی به افراد معمولی که مدام توی زندگی بد میارن و کلا هیچ اتفاقی دست خودشون نیست، خیلی راحت می بینی که اصلا اینا فکر نمیکنن! کلا به چیزی به نام قدرت ذهن پی نبردن و کلا دیدگاهشون اینه که فکر و ذهنشون در حد همین دو دوتا چهارتا به کار میاد و کاربرد دیگه ای نداره 😑

ما معتقدیم که تمام اتفاقات زندگی ما رو باور های ما رقم میزنن. این دیدگاه هم در حد حرف نیست و کل داستانه زندگیه. چیزیه که نه تنها تمام افراد موفق جهان بهش رسیدن، بلکه خود من شخصا طی این 6 سالی که گذشت دقیقا نسبت به این مسئله به ایمان رسیدم. حالا باور چیه؟ باور فکریه که هزاران بار و میلیون ها بار توی ذهن ما تکرار شده. خب شما فکر کن نسل به نسل ذهن ما پر شده از افکار و عقاید مزخرف و مخرب و به درد نخور که نتیجش شده زندگی الانمون!

برای همینه که ما میگیم تنها راه حذف این باور های مخرب و ساختن باور های همجهت با خواسته ها، استفاده از قدرت کنترل ذهنه. شما بااااااااید ثابت کنید که فرمانروای ذهنتون هستید نه بنده ی اون.

وقتی شما هیچ کنترلی روی ذهنت نداشته باشی، ذهنت از هررر اتفاق پیش پا افتاده کلی استرس و نگرانی و یا سرزنش و خودخوری ایجاد میکنه و تا مدت ها تو رو درگیر حال بد میکنه. دقیقا همونجایی که ذهن شما میخواد شروع کنه به نجوا کردن شما باید افسارش رو در دست بگیرین و هدایتش کنین به سمت احساس خوب و افکار دلخواه.

پس یادت باشه اگر هیچ کنترلی روی ذهنت نداری باید از همین الان به خودت قول شرف بدی و متعهد بشی که با اراده فولادی شروع کنی به کنترل ذهنت. درضمن خبر خوب اینه که ذهن توی یکی دو روز اول در مقابل کنترل مقاومت میکنه اما بعد از دو سه روز خیلی خیلی خیلی کار شما راحت تر میشه و به راحتی میتونی بهش دستور بدی که چطور فکر کنه و چه احساسی رو منتقل کنه.

حالا شاید پیش خودت بگی خب اصلا من نمیدونم چطور باید کنترل ذهنم رو دستم بگیرم و اصلا چه روشی وجود داره برای این کار. نگران نباش. در ادامه راجع به این هم صحبت میکنیم 🙂

تمرکز روی نازیبایی ها و ناخواسته ها

یکی از پارادوکس هایی که ما ایرانی ها به شدت بهش مبتلا هستیم همین مسئله هست. از صبح خروس خون تا شب قفلی میزنیم روی بدی ها، زشتی ها، اخبار بد، اتفاقات بد، و هررررچی چیز منفیه، بعد سر صحبت که میشه کلی از زندگیمون می نالیم 😐  درواقع تمام تمرکزمون روی ناخواسته هاست بعد انتظار داریم زندگیمون اون چیزی باشه که میخوایم.

ببین دوست گلم سیستم این چهان به این صورته که شما روی هرچیزی زوم کنی و تمرکز کنی از اون جنس اتفاقات بیشتر به سمتت جذب میشه. مهم نیست شما به زبون بگی من چی رو میخوام. مهم اون فرکانسیه که با افکارت و احساست و باور هات به جهان میفرستی. خب وقتی که تو 24 ساعت شبانه روزت رو زوم کردی روی ناخواسته ها، بدی ها، زشتی ها و منفی ها درواقع داری به جهان میگی که من از این جنس اتفاقات و احساسات بیشتر میخوام. جهانم برای همین خیلی شیک و مجلسی میاد هر روز بیشتر غرقت میکنه توی دردسر و مشکل و اتفاقات بد تا از اون جنس احساس بد و ناراحتی و غم و غصه رو تقدیمت کنه! 😑

این جهان دو قطبیه و ما نمیتونیم توی این جهان دو قطبی انتظار داشته باشیم که همه چیز گل و بلبل و فقط مثبت باشه. ما داریم توی جهان مثبت و منفی، چپ و راست، بالا و پایین، خوب و بد، زشت و زیبا و … زندگی میکنیم و این تو هستی که تصمیم میگیری به سمت کدوم بری. پس اگر زندگی ایده آلی رو میخوای و میخوای که به احساس خوب برسی، باید بعنوان اولین قدم تمرکزت رو کلا از روی ناخواسته ها و چیزایی که حالت رو بد میکنه برداری و بزاری روی تمام چیزایی که دلت میخواد و دوست داری. به همین راحتی …

حالا من در ادامه به چند تا از عامل هایی که حال ما رو بد میکنن هم اشاره میکنم که متوجه بشین. درواقع تا الان شاید شما انقدر متمرکز بودی روی ناخواسته ها که کلا فکر میکنی این سبک تفکر و زندگی کاملا طبیعیه! و به همین دلیلم اصلا فکر نمیکنی روالی که پیش گرفتی اشتباهه. برای همین من بهت در ادامه میگم که چه ورودی هایی هست که تو رو به اوج حال بد میرسونن.

دیدن و شنیدن اخبار

شما اخبار رو دنبال میکنید برای چی؟ 🤔 خب کاملا مشخصه. فقط برای این که به قول خودتون از وقایع دنیا بی اطلاع نمونید! اخبار رو دنبال میکنید برای این که معتقدین آدم نباید از اطرافش بی اطلاع باشه و باید بدونه روزانه چه اتفاقاتی توی کشورش و حتی دنیا داره میوفته … درصورتی که شما فقط فکر میکنید دارید اخبار درست رو دریافت میکنید!
درواقع شما فقط مزخرفاتی رو می بینید و میشنوید که رسانه ها دوست دارن به خوردتون بدن!!! رسانه ها فقط تاجرهایی هستن که در صنعت اخبارِ چرت و پرت و مزخراف و حتی سفارشی تجارت میکنن
توی اخبار ایران، آمریکا و مردم امریکا و دولت امریکا رو میکوبن و طوری وانمود میکنن که تمام آمریکائی ها افرادی پست و ظالم هستن و کشورشونم عقب افتاده ترین کشوره! و برعکس توی اخبار آمریکا هم ایران و ایرانی جماعت رو میکوبن و طوری وانمود میکنن که توی ایران خون و خون ریزیه و مردم دارن رسما از گرسنگی میمیرن! (ما کاری نداریم واااقعا اوضاع تو این دوتا کشور چطوره و بحث اصلی الان اخبار و رسانه هاست. پس از بحث اصلی دور نشید و حاشیه روی نکنید😑)
بحث اینه که خبرگزاری ها یا مزخرف به خوردتون میدن یا اخباری رو منتشر میکنن که سفارشیه و توسط دولت یا جناح خاصی درخواست شده باشه. برای همینه که میگیم بی اطلاع بمونید خییییلی بهتره تا مداااام اخبار مزخرف، کذب، دروغ و چرت و پرت رو دریافت کنید 🤨
بابا شما یه غذا که میخواین بخورین کلللی وسواس به خرج میدین که یه وقت یه خوراکیه به درد نخور یا مسموم وارد معدتون نشه. پس چرا انقدددر راحت هر چرت و پرت و مزخرفی رو به خورد چشم و گوش و ذهنتون میدین. خروجی زندگی شما حاصل ورودی هایی هست که به ذهنتون میدین. با اینهمه سمی که در طول شبانه روز به خورد ذهنتون میدین واقعا چطور انتظار یه زندگی ایده آل رو دارین؟! 😕
اصلا یک درصد هم فرض کنیم که اخباری که رسانه ها روش مانور میدن واقعا درست باشه. باور کنید رسانه ها فقط و فقط اخبار بد رو ارائه میدن. خب با این وجود اصلا چرا باید انقدر پیگیر اخبار بد باشین؟ پیگیریه اخبار و اتفاقات بد چه دردی رو از شما دوا میکنه؟ غیر از این که اوضاع شما هم بدتر میشه …
رسانه ها اخبار بد رو پخش میکنن چون همونطور که گفتیم تاجر هستن و باید چیزی رو ارائه بدن که مشتری داشته باشه. و خودتون هم بهتر میدونین که ۹۵ درصد مردم خریدار اخبار بد هستن.

دیدن و شنیدن اخبار

هیچ خبر گزاری نمیاد بگه یه پاندای خیلی خوشگل توی فلان جنگل به دنیا اومده و فلان شیرین کاری رو کرده و فیلمش رو پخش کنن! چون نود و پنج درصد مردم بلد نیستن به زیبایی ها و اتفاقات خوب توجه کنن، واسه همین با شنیدن و دیدن این خبر میگن خب که چی؟ 😐 ولی وقتی یه خبر گزاری میاد بعنوان خبر دسته اول میگه انفجار عظیمی توی بیروت رخ داده، همه مردم به شدت پیگیر اخبار میشن. خب با این وجود منم اگه یه خبر گزاری داشتم در به در میگشتم ببینم کجا چه جنایتی رخ داده یا چه اتفاق بدی رخ داده که سریع بکنمش تو بوق و کرنا 😑 ختم کلام اینه که اگر میخواین طبق روال قبل و مثل ۹۵ درصد از مردم عادی و روتین زندگی کنین که هیچ. اما اگر واقعا قصد دارین تغییرات مثبت بزرگی رو توی زندگیتون رقم بزنین باید از همین لحظه نه تنها اخبار بلکه کلا دور تلویزیون رو خط بکشید!!!

دیدن سریال ها و فیلم و شنیدن آهنگ!

شاید بپرسین آخه مگه میشه آدم فیلم و سریال نبینه یا آهنگ گوش نده؟ در جواب باید بگم بله. من خودم الان نزدیک به شش ساله که کلا فیلم و سریال رو گذاشتم کنار، و اگر بخوام صادقانه بگم هم آهنگ رو به شدت کم کردم و شاید هفته ای یکی دوبار آهنگ گوش کنم. حالا شاید این سوال برات پیش بیاد خب اصلا فیلم و سریال و آهنگ چه ربطی به حال ما داره. البته ممکنه اگه کمی ریزبین باشی منظور من رو تا همینجا گرفته باشی اما خب ممکن هم هست این سوال برات پیش اومده باشه.

ببین دوست گلم ذهن ما دقیقا مثل کامپیوتر عمل میکنه. یعنی ورودی رو دریافت میکنه و پردازش میکنه و خروجی رو ارائه میده. خب ورودی های ذهن ما چی هست؟ دیده ها و شنیده ها هستن دیگه. اگر اهل فیلم و سریال و موزیک باشی خیلی خوب میدونی که 99% فیلم و سریال ها مسائل و داستان های مثبتی رو به تصویر نمیکشن. خصووووووووووصا فیلم و سریال های ایرانی که دیگه فاجعه هستن. یا 99% موزیک ها چه سنتی چه پاپ و چه رپ و سبک های دیگه از غم و غصه و شکست عشقی و درد و رنج و بدبختی میخونن.

یادمه یه سریال تلویزیون ایران نشون میداد به نام (شاید برای شما هم اتفاق بیوفتد!)، بعد توی هر قسمتش نشون میداد که یه خانواده به عزما میرفتن و درد و بدبختی و فاجعه از سر و کولشون میرفت بالا. 😐  من یادمه همون موقع با این که سن زیادی نداشتم و به این درک و فهم نرسیده بودم میگفتم: فاز کارگردان و نویسنده این سریال چیه که همچین اسمی رو انتخاب کرده و توی هر قسمت هم یه خانواده رو نشون میده که به فنا میرن.

خب ببین دوست گلم، کنترل ذهن که بالا راجع بهش صحبت کردیم درواقع یه بخشیش همین بود که  ورودی های ذهن رو هم رصد کنیم و هر تصویری یا صدایی و ورودی مخربی رو به مغز ندیم. شما میشینی برای تفریح یه سریال ایرانی رو می بینی ولی خبر نداری که ذهنت داره برنامه ریزی میشه برای رفتن به دل کلی درد و رنج و مشکل! یا شما وقتی عادت کردی مدام اهنگ هایی گوش میدی که فقط از شکست عشقی میخونن و از خیانت و فلان و بهمان میخونن، خب طبیعیه که چهار روز دیگه خودتم یه رابطه عاطفی به درد نخور و بد رو تجربه کنی که تهش به جر و بحث و دعوا و جدایی و شکست ختم بشه.

درد و دل کردن با دیگران

نه با کسی درد و دل کن و نه بزار کسی باهات درد و دل کنه. به جرئت میگم این کار در هر دو حالت مخربه و نابود کنندست و هر بار که شما درد و دل میکنی درواقع داری به جهان سفارش درد و بدبختی و مشکلات و سختی بیشتر میدی.

درد و دل کردن با دیگران

اگر بشینی پای درد و دل کسی خب درواقع کلی ورودی بد رو وارد ذهنت میکنی و از طرفی هم تو ادمی و از سنگ نیستی و میری تو فاز ترحم و دلسوزی و حال بد.. اگر هم خودت درد و دل کنی که دیگه فاجعست! چون عملا انگار یه ذره بین برداشتی و گذاشتی روی مشکلاتت و این یعنی دوباره به جهان میگی که من از این جنس اتفاقات بیشتر میخوام. کلا تو به هررر چیزی که توجه کنی جهان از اون بیشتر وارد زندگیت میکته. امیدوارم تا اینجا منظورم رو گرفته باشی 🙂

دلسوزی و ترحم

وقتی با قوانین جهان آفرینش آشنای نداری و درواقع اصلا نمیدونی که خداوند و سیستم این جهان چطور عمل میکنه، به شدت درگیر ترحم و دلسوزی برای دیگران و حتی برای خودت میشی. اما وقتی میفهمی که کلا داستان چیه، بعد دیگه متوجه میشی که دلسوزی نه تنها خوب نیست بلکه مزحک هم هست! دقت کردین افراد موفقی که از صفر و بعضا از زیر صفر بالا اومدن زیاد احساساتی نیستن و کلا نسبت به کسی ترحم به خرج نمیدن و دلسوزی نمیکنن؟ بعد مردم هم میگن ببین چقدر طرف سنگ دله. یا میگن معلومه دیگه اون که غرقه توی نعمت و ثروت و طبیعیه که درکی از درد و فقر و غم و غصه نداشته باشه! درصورتی که اصلا اینطور نیست. همه ما آدمیم و بلاخره گاهی دلمون به رحم میاد و ناراحت میشیم. اما همونطور که گفتم وقتی میفهمی که داستان زندگی و عملکرد این جهان از چه قراره دیگه کلا خود به خود نمیتونی دلسوزی کنی.

چرا ما ترحم به خرج میدیم و دلسوزی میکنیم؟

بیا اصلا بررسی کنیم که ترحم و دلسوزی برای چی رخ میده. خب درواقع ما فکر میکنیم که به طرف مقابل یا ما ظلم شده. چه از طرف مردم و چه از طرف خداوند. از طرفی فکر میکنیم حق طرف یا ما خورده شده و درکل فکر میکنیم که ما یا اون کسی که براش دل میسوزونیم در جای درستی نیستیم و این جایگاه ما نیست توی دنیا.

پس متوجه شدین اصلا برای چی ما دل میسوزونیم یا ترحم به خرج میدیم؟

ببین دوست گلم ما فکر میکنیم عدالت واقعی اینه که همه مردم جهان برابر باشن و یکسان باشن. اما باید خیلی رک و قاطعانه بگم که این کاملا اشتباست و اصلا با چنین شرایطی عدالت خداوند زیر سوال میره!!! شما فکر میکنی عدالت واقعی یعنی برابری و یکسان بودن همه انسان ها، اما این اتفاقا عدالت نیست و با چنین شرایطی حق ما ضایع می شد. عدالت واقعی خداوند چی میگه؟ میگه هرکسی در این دنیا به اندازه لیاقتش نعمت و ثروت وارد زندگیش میشه. و این به این معنا نیست که مثلا اگر الان شما ماشین پراید داری و دیگه تا آخر عمرت همین پراید لیاقتته. درواقع این قدرت در تو وجود داره که در هر لحظه لیاقتت رو گسترش بدی. و برای این کار هم باید ایمان، باور و یقین و تلاش و اراده ات رو زیاد تر و قوی تر کنی. پس این عدل واقعی خداونده، نه یکسان بودن و برابری. این اتفاق هرکز نمی افته و تمام دولت هایی که با این دیدگاه اومدن روی دور که مثلا برابری رو ایجاد کنن نابود شدن، و این سیستم طبیعته که این اجازه رو بهشون نمیده. دقیقا مثل هیتلر که همچنین دیدگاهی داشت! خب هیتلر الان کجاست؟ اون از تاریخ محو شد و طبیعت همچنان داره به راه خودش ادامه میده.

شما نمیتونی بر خلاف قوانین طبیعت و جهان عمل کنی چون اگر بخواهی این کار رو کنی جهان لهت میکنه. این دنیا دو قطبیه. خوب و بد، زشت و زیبا، چپ و راست، فقر و ثروت، آرامش و بی قراری و … توی این دنیای فیزیکی وجود داره. و این تو هستی که تصمیم میگیری دنیا کدوم روی خودش رو به تو نشون بده و وارد زندگیت کنه.

در رابطه با بحث لیاقت و عدالت خداوند بزار یه مثال برات بزنم. به نظر تو آیا این عدالته که من و رونالدو مثلا توی یه سطح مالی و رفاهی باشیم؟ یا این که هر کسی در حد لیاقت و تلاش و ایمانش ار رفاه و ثروت بهره مند بشه؟ خب قطعا این درسته و عدالت واقعی اینه که هر کسی به اندازه تلاشش و ایمانش و ارادش بهره مند شه از نعمات و ثروت های جهان. این رو هم باید در نظر بگیری که منم توانایی رسیدن به جایگاه رونالدو رو دارم منتها اگر متعهدانه و با ایمان و باور های فولادی پیش برم!

بعنوان ختم کلام این بخش، این رو در نظر داشته باش که هرررر شخصی دقیقا سر جای درستش ایستاده. اگر من الان ماهی دو میلیون درامد دارم دقیقا سر جای خودم هستم و حقم ضایع نشده. اگر کسی کارتون خوابه به همین صورت. اگر کسی میلیاردره هم دقیقا در جای درستش قرار داره. و من بازم تاکید میکنم که این به این معنا نیست که شرایط برای شما یکسان باشه و شما این قدرت رو دارین که خودتون ریز به ریز اتفاقات زندگیتون رو خلق کنید. مثلا من یه زمانی برای ماهی 150 هزار تومان کار میکردم! ولی شروع کردم به تغییر و درامدم رسید به 500 هزار تومن و به مراتب بالا تر رفت و الآن هم همچنان دارم تو این مسیر پیش میرم.

پس این رو بپذیر که هر کسی داره نون افکار، باور ها و عملکرد خودش رو میخوره. و بدون که تمااااام آدم ها در جای درستشون هستن و نه تنها حقی ضایع نشده بلکه اتفاقا عدالت به بهتربن شکل توسط طبیعت و جهان در حال اجراست.

انتظار داشتن از دیگران

این بخش ماشاالله خوراک ما ایرانی هاست.🤦🏼‍♂️ از عالم و خاتم انتظار داریم. از پدر، مادر، خواهر، برادر، دوست، رفیق، دولت، همسایه و … ولی یک بار نشد از خودمون انتظار داشته باشیم. درواقع فکر میکنیم یه نفر دیگه یا یه فرقه باید بیاد و زندگی رو برای ما اوکی کنه. دقیقا مثل یک گوسفند که نیاز داره یه چوپون براش آب و خوراک تهیه کنه! ببخشید اگر رک گفتم اما این بهترین مثالی بود که میتونستم بزنم!!!

بزار یه چیزی رو بگم بهت. هییییییچ کس نمیاد دوست گلم! هیچ احدی بعنوان ناجی و نجات دهنده به سراغت نمیاد. اگر میخوای تنها ناجی زندگیت رو ببینی، همین الآن برو رو به روی آینه وایستا. تنها کسی که باید زندگی تو رو جمع و جور کنه و برای تو هدف تعیین کنه و زندگیت و رویاهات رو بسازه فقط و فقط خودتی. خیلی ها تو نوجوونی میفهمن، خیلی ها هم در میانسالی و خیلی ها هم تو سن و سال بالا. پس چه بهتر که همین الان این رو کاملا بپذیری که هیچ کس نمیاد و خودت یه تنه باید بزنی تو دل مشکلا و یه تنه باید بری به سمت اهدافت.

انتظار از هیچ احدی نداشته باش عزیزم. انتظار که داشته باشی در اکثر مواقع دستت میمونه تو پوست گردو و تو حالت بد میشه. درواقع همیشه هم بحث رکب خوردن نیست. یه وقتایی تو از یه نفر انتظار داری و اونم واقعا دوست داره کمکت کنه، اما شرایطش رو نداره و اون لحظه نمیتونه به انتظار تو پاسخ مثبت بده.

تا وقتی که انتظار داری مدام حالت خرابه. پس یاد بگیر که از همین لحظه تنها از خودت و خدای خودت انتظار داشته باشی.

چطور به احساس خوب دائمی برسیم

خب تا اینجا من هر فاکتوری که باعث ایجاد احساس بد میشد رو گفتم و توضیحاتی هم راجع بهش دادم. درواقع تا اینجا ما فهمیدیم که اصلا چرا حالمون بد میشه و مدام غم و غصه داریم. اما حالا تو این بخش از مقاله وقتش رسیده که یاد بگیریم چطور حال بد رو به حال خوب تبدیل کنیم و حال خوب رو دائمی کنیم. در ادامه به صورت گام به گام و اولویت بندی شده شما متوجه میشید و یاد میگیرید که چطور به اوج احساس خوب دائمی برسین.

  • تقویت قدرت کنترل ذهن و فرمانروایی بر افکار و باورها

من در ابتدای مقاله گفتم که درواقع ما باید بر سرزمین افکار و باور هامون حکومت کنیم، اما خب بنا به شرایطی کلا این قضیه رو فراموش کردیم و ما شدیم برده ی ذهنمون!

تنها تفاوت ما با بقیه موجودات قدرت ذهن و تصمیم گیری ماست که خداوند در اختیار ما قرار داد و اصلا برای همینه که به ما میگن اشرف مخلوقات! ولی نزدیک به 97% مردم این مسئله رو فراموش کردن و مثل برگی در مسیر باد زندگی میکنن و درواثع معتقد هستن که هرچه باداباد. این افراد معتقد هستن که هیچ کنترلی روی زندگیشون ندارن و عملا نمیتونن خالق اتفاقات زندگیشون باشن، و درواقع شرایط پیرامون زندگی اون ها رو تحت تاثیر قرار میده. خب این که اصلا چرا این افراد انقدر 180 درجه عوض شدن و کلا همه چیز رو فراموش کردن، و فراموش کردن که چه قدرتی دارن، دلایل مختلفی میتونه داشته باشه. اما مسئله ای که خییییلی حائز اهمیته اینه که این افراد در هر شرایطی و در هر لحظه میتونن به قدرت درونی و ذهن خودشون پی ببرن و برگردن به رسالت خودشون و وارد مسیر درست شن.

حالا این وسط یه عده معدودی هستن که حدودا 3% افراد جامعه رو تشکیل میدن، و این افراد خیلی خوب تونستن بفهمن که همه چیز دست خودشونه و درواقع خودشون خالق کل اتفاقات زندگیشون هستن، و خیلی خوب یاد گرفتن که چطور به ذهنشون تسلط کامل پیدا کنن و به قول ما بشن فروانروای ذهن خودشون.

تقویت قدرت کنترل ذهن و فرمانروایی بر افکار و باورها

خب اصلا بیا ببینیم کنترل ذهن یعنی چی؟ کنترل ذهن یعنی این که وقتی تصمیم میگیری کتاب بخونی و ذهنت میگه بیخیال بابا وقت زیاده، تو دقیقا همون لحظه به ذهنت بگی خفه شو و سریع بلند شی بری کتاب بخونی! کنترل ذهن یعنی این که وقتی تصمیم میگیری ورزش کنی ولی ذهنت میگه بیخیال بابا خوابت میاد بگیر بخواب، تو دقیقا همون لحظه بزنی تو دهن ذهنت و سریعا ورزش رو شروع کنی. کنترل ذهن یعنی این که وقتی یه اتفاقی قراره بیوفته و ذهن تو پیشاپیش ازش یه فاجعه میخواد درست کنه و کلی تو رو میخواد بترسونه و سرت رو پر میکنه از افکار و نجواهای منفی، تو دقیقا همونجا در دهن ذهنت رو ببندی و با منطق بهش ثابت کنی که خبر خاصی نیست و اون کار هم به خوبی و خوشی انجام میشه. کنترل ذهن یعنی این که تو آگاهانه، دقت کن دارم میگم آآآآگااااهاااانه روی اتفاقاتی که دوست داری و روی زیبایی ها و روی نعمت ها و ثروت ها تمرکز کنی و آگاهانه سعی کنی با توجه و تمرکز روی خواسته هات و اهدافت به احساس خوب برسی و انقدر توی این مسیر ثابت قدم بمونی که بعد از مدت هها به اوج احساس خوب برسی.

میدونم ممکنه الان پیش خودت بگی خب سخته این کار. چون به هر صورت یک عمره غرق شدی توی اخبار بد اتفاقات پد و کلا ذهنت پوسیده هست. منم بهت حق میدم و برای همین میگم اولی سعی کن با تلقین شروع کن. مثلا یه چای که میخوای بخوری، هر قلوپ که میخوری سعی کن نهایت لذت رو ازش ببری و باهاش به اوج آرامش برسی. وقتی با گوشیت کار میکنی سعی کن با احساس خوب و رضایتمندی باهاش کار کنی. باور کن من یه زمانی گوشی اندروید داشتم که بهش بی محلی میکردم و کلا بر حسب اتفاق شکست و تعمیر نشد. نزدیک به چند ماه گوشی ساده دستم بود. وقتی بعد از اون چند ماه دوباره شرایطش پیش اومد که تونستم گوشی اندروید بگیرم دیگه هررر بار که میخوام باهاش کار کنم قربون صدقش میرم. 😂♥️ کل داستان کنترل ذهن همینه دوست گلم.

کنترل ذهن یعنی تو تمرکز ذهنت رو آگاهانه از روی ناخواسته ها بر داری و زوم کنی روی خواسته ها. فقط خواهش میکنم برداشت بد نکن و فکر نکن من میگم خودت رو گول بزن! ما ایرانیا از شفاف ترین حرف ها هم برداشت بد میکنیم متاسفانه. درواقع قرار نیست تو الکی خوشبین باشی. اتفاقا قراره کاملا منطقی پیش بری. مثلا بار ها و باها برات پیش اومده که تصمیم به انجام کاری داشتی ولی ذهنت ازش یه فاجعه ساخت و کلی حالت رو بد کرد، اما تو انجامش دادی و اتفاقا نه تنها بد نشد بلکه عالی هم پیش رفت. یا بارها یه اتفاق به ظاهر بد برات افتاد که آخرش به نفع تو تمام شده. خب قراره هروقت که ذهنت منفی بافی کرد و حالت رو میخواست بد کنه تو دقیقا همین ها رو یادش بیاری و بگی خفه شو بابا من باور دارم که پایان هر اتفاقی به نفع من تموم میشه.

من میتونستم کلی حرفه ای و تکنیکی راجع به فرایند کنترل ذهن صحبت کنم اما تصمیم گرفتم توضیحات این بخش رو کلا با مثال بنویسم. دیگه بعید میدونم شفاف تر از اینم بشه راجع به کنترل ذهن توضیح داد.

کل داستان کنترل ذهن همینه و درواقع بیشتر هم میشه راجع بهش صحبت کرد ولی من سعی کردم خلاصه و با مثال بهت بگم که اصلا کنترل ذهن یعنی چه.

یه خبر خوبم که باید بهت بدم اینه که هرررچقدرم که ذهنت منفی باف باشه یا هرررچقدرم که اوضاع حالت بد باشه، تو به راحتی میتونی افسار ذهنت رو دستت بگیری. یادت نره که ذهن ذاتش اینطوره که فرمانبردار تو باشه ، منتها خودت بهش این اجازه رو دادی که هر طرفی دلش میخواد بره. فقط کافیه دو سه روز متعهدانه روی ذهنت کنترل کامل داشته باشی اونوقت میبینی که چقدددر این کار راحته و چقدر سواری گرفتن از ذهن برات لذت بخشه.

  • هدفمند باش

دوست گلم باور کن بدون هدف اصلا زندگی معنایی نداره، چه برسه به این که تو انتظار حال خوب رو داشته باشی. انسان بدون هدف یک مرده متحرکه. اگر به دنبال حال خوب میگردی اما هدفمند نیستی باید این رو بهت بگم که بهتره همین الان یک هدف برای خودت در نظر بگیری. البته هدفات رو هم به سبک فیلم هندی انتخاب نکن! 🤨هدفی رو در نظر بگیر که برات قابل هضم باشه و قابل باور باشه. برای مثال، مثلا اگه الان درآمدت ماهی یک میلیون تومنه، هدف رو بزار به این که مثلا ضرف مدت سه ماه درآمدت رو 3 برابر کنی.

هدفمند باش

راجع به شیوه هدف گذاری هم حتما مقاله ای به زودی منتشر می کنیم. اما الان کلا بحث اینه که تو نمیتونی بی هدف و همینطوری الکی زندگی کنی. برای این که زندگیت معنی پیدا کنه هدفمند باش. چون وقتی زندگیت معنا پیدا کنه حال خوب هم سراغت میاد. هدفمندی بهت انگیزه و شور و اشتیاق میده، بهت امید میده، و تو با هدفمندی میفهمی که اصلا برای چی زنده ای و به چه علت داری زندگی میکنی. مهم نیست هدفی که انتخاب کردی مناسبت هست یا نه و اصلا برای تو هست یا نه. تو فقط شروع کن و هدفمند شو. هدف اولت اوکی نبود و باهاش مچ نبودی؟ اوکی خب برو سراغ هدف بعدی. اصلا تا حالا فکر کردی فرایند زندگی یعنی چی؟ فرایند زندگی یعنی طی کردن مسیر بین اهداف. هدفمند شو و به این فکر نکن که شرایطش هست یا نیست. تو فقط شروع کن و هدفمند شو.

یادت باشه این فاکتور به شددددت مهمه برای رسیدن به حال خوب و احساس خوب.

  • برنامه ریزی کن و سریع اقدام کن!

بعد از این که هدفمند شدی، قطعا برنامه ای میریزی که کارها و برنامه هات رو چطور پیش ببری. البته من منظورم اون برنامه های مسخره ای نیست که مثلا ساعت فلان این کارو کنم و ساعت بهمان اون کار رو! 😑🤦🏼‍♂️منظورم از برنامه اینه که مثلا من امروز میخوام این کار و اون کار و این کار رو به نحو احسن انجام بدم. خب حالا چیزی که مهمه اینه که تا شب واقعا اون کارایی که لیست کردی رو انجام میدی؟ اگر آره خب بهت تبریک میگم چون تو قطعا الان احساس رضایت از عملکرد خودت داری و حالت کاملا خوبه. اما اگر نه خب باید بهت بگم وقتش رسیده همین الان دیگه از حاشیه روی دست بکشی.

یه مثال دوباره میزنم که متوجه بشی چی میگم. مثلا من تصمیم میگیرم امروز بیام این مقاله از سایت رو تکمیل کنم. ولی از صبح همش یا سرم تو گوشیه یا با دوستام هستم یا کلا وقتم رو هدر میدم و کلا چشم به هم میزنم می بینم ساعت 2 نصف شب شده و من هنوز مقاله رو تمام نکردم و اصلا بازش نکردم! درواقع تو این شرایط حالم از خودم به هم میخوره و سرزنش ها و خودخوری ها به سراغم میان و میگن خاک بر سرت دوباره یه کار رو درست انجام ندادی و تنبلی کردی و کلا فکرم پر میشه از این نجواها …

ولی وقتی که تصمیم به کاری میگیری و ذهنت بهت مثلا میگه برو تو اینستا ببین چه خبره یا تلگرامت رو چک کن، تو بهش میگی خفه شو و سریع میری مشغول به همون کاری که میخواستی میشی، تو این حالت نه تنها هدفمند عمل کردی و به هدفت نزدیک تر شدی و نه تنها دوباره ثابت کردی که تو فرمانروای ذهنتی، بلکه به اوج احساس خوب و عالی و رضایتمندی نسبت به خودت میرسی.

  • خودت رو سرزنش نکن

یه چیز عجیب و مزحکی که من خودم به شدت درگیرش بودم همین سرزنش کردن خودم بود. یعنی من کارهام رو درست انجام نمیدادم و افسار ذهنم رو رها کرده بودم، بعد از اون طرف هی توی ذهنم خودم رو سرزنش میکردم و خودم رو تخریب میکردم. درواقع وقتی تو از عملکرد خودت راضی نیستی سر و کله سرزنش های درونی پیدا میشه. برای همین باید بدونی که بهتره بجای سرزنش، دوباره روی کنترل ذهنت کار کنی و یاد بگیری که چطور سریعا به تصمیمات عمل کنی. سرزنش و تخریب کردن خودت سودی که برات نداره هیچ، وقتت رو هم تلف میکنه و بیشتر تو رو از مسیر اصلی دور میکنه. پس اگر از عملکرد خودت راضی نیستی، بهتره تغییرش بدی و ارادت رو قوی کنی و روی کنترل ذهنت کار کنی. یادت باشه اصلا مهم نیست چند بار شکست میخوری یا زمین میخوری یا ذهنت بهت غلبه میکنه. چیزی که مهمه اینه که تو هیچوقت تسلیم نشی و هر بار با قدرت بیشتری به ذهنت و اعمالت و افکارت غلبه کنی و تسلط بیشتری رو روشون پیدا کنی.

پس یاااااادت باشه تحت هیچ شرایطی خودت رو سرزنش نکنی. حتی اگر حماقت هم کردی حق نداری خودت رو سرزنش کنی. سرزنش و خودخوری به شدت با احساس خوب در تضاده و این رو خودتم خوب میدونی.

با خودت رفیق باش و عاشق خودت باش

در رابطه با عزت نفس خیلی خیلی صحبت داریم که حتما و به زودی توی مقالات و یا فایل های صوتی متعددی در آینده بهش می پردازیم. اما تو این بخش هم لازم بود تا به صورت خلاصه راجع بهش حرف بزنم. ببین دوست گلم حال خوب تو زمانی دائمی میشه که با خودت رفیق باشی و بی دلیل عاشق خودت باشی. لزومی نداره دنبال دلیل و منطق باشی برای این که به خودت علاقه مند شی، تو باید این رو بدونی که بی قید و شرط و بی دلیل عاااااشق خودت باشی. طوری که وقتی میری جلوی آیینه قربون صدقه خودت بری. وقتی به این حالت میرسی اونوقت نا خودآگاه آرامش داری و حالت خوبه. وقتی خودت رو دوست داری دیگه به کسی وابسته نمیشی و توی تنهایی مطلق هم حالت خوبه و خودت رفیق خودتی.

میدونم که ممکنه الآن سوال برات پیش اومده باشه خب چطوری؟ ممکنه بگی من از خودم متنفرم و چطور تو میگی من یه دفعه عاشق خودم بشم؟ منم بهت حق میدم …

ولی باید در اولین قدم این رو درک کنی که تو نمیتونی یک شبه خودت رو تغییر بدی. درواقع این فرایند با تکامل پیش میره. پس انتظار نداشته باش با زدن یه دکمه یا خوردن یه قرص یه دفعه همه چیز عوض بشه. درواقع پله پله رشد میکنی و بعد از مدتی میفهمی که چقددددر عوض شدی. من خودم یه زمانی از جلوی آینه رد میشدم جا خالی میدادم خودم رو نبینم!!!😂😐 در این حد حالم از خودم به هم میخورد. اما بعد از تکاملی که توی این 6 سال طی کردم الآن انقدر عاشق خودمم و خودم رو دوست دارم که دنبال یه بهونه ام که تنهایی برم مسافرت یا گردش یا حتی خودم تنهایی برم قدم بزنم و یا برم کافه …

درکل اگر عزت نفس پایینی داری باید بدونی که وقتشه تقویتش کنی. چون غیر از این تو نمیتونی به آرامش دائمی و حال خوب دائمی برسی. از همین الآن شروع کن به خودت عشق بورز و هفته ای دو سه بار برو کافه یا هر شب برو قدم بزن و با خودت صحبت کن. یا وقتی میری جلو آینه بخند و قربون صدقه خودت برو.

من خودم همیشه هروقت میرم جلو آیینه میگم جووووووون چه پسری. شاهکار خدا رو ببین 😍😎👌🏽

باور کن خیییییییلی تاثیرگذاره. اولش شاید خودت خندت بگیره و فکر کنی کار مسخره ایه ولی خب حتی اگه شده تلقین کن به خودت. بعد از مدتی دیگه جدی جدی به خودت علاقه مند میشی.

فکر میکنم تا همینجا کافی باشه و به زودی توی مقالات و مطالب جداگانه بحث عزت نفس رو کاملا جدی باز میکنیم و بهش می پردازیم.

  • به دیگران کمک کن و ببخش

کمک به دیگران و بخشش به شدت حال شما رو خوب میکنه. برای همین من خودم در این دو زمینه پیشتازم. درواقع وقتی کسی از تو کمک میخواد و تو کارش رو راه میندازی، این اتفاق باعث میشه تو احساس ارزشمندی و مفید بودن بکنی و این احساس حال خوب رو به ارمغان میاره. یا اگر چیزی رو خودت به میل خودت به کسی ببخشی، یا بخشی از درآمدت رو ببخشی، احساس خیلی خیلی خوبی بهت دست میده. تو رو نمیدونم ولی باور کن من خودم به شخصه اینطورم. این کمک و بخشش میتونه به پدر، مادر، خواهر، برادر و یا دوست و رفیقت باشه یا حتی یه آدم غریبه. چیزی که مهمه اون احساس ارزشمندیه که تو باید این رو در خودت زنده نگه داری چون به شدت توی پایداری حال خوب موثره.

به دیگران کمک کن و ببخش

مثلا من خودم از این که به خواهرام پول تو جیبی میدم یا براشون لباس میخرم یا به یه نیازمند پولی رو میبخشم حالم به شدت خوب میشه و به اوج احساس خوب میرسم. همین یکی دو ساعت پیش در سوپری رفیقم بودم که یه خانوم با دختر کوچولوش اومدن واسه خرید. بعد دخترش گفت: مامان بادکنک میخوام. مامانش گفت بعدا برات میخرم. دخترش هم انقدر مودب بود دیگه چیزی نگفت ولی من متوجه شدم که کلا دپرس شد! واسه همین گذاشتم خریدش رو کرد و وقتی رفت بیرون من سریع 5 تا بادکنک خریدم و رفتم دادم به دخترش. شاید باورت نشه ولی اون دختر کوچولو از خوشحالی بال دراورده بود و منم وقتی دیدم چقدر ذوق زده شده اصلا یه حس خوب عجیبی بهم دست داد. بعد دیدم مادرش گفت که نیازی نبود آقا. منم گفتم اصلا بحث اینحرفا نیست. من کلا دوست داشتم به دخترتون هدیه بدم چون از ذوق و شوق و خوشحالی بچه ها لذت میبرم. خب اون بادکنکا مگه چقدر شدن؟ کلا 6 هزارتومن شدن ولی همین کار روز منو ساخت. یه وقتم هست که بحث کمک مالی نیست. مثلا ممکنه تو به تنظیمات گوشی های اندروید مسلط باشی و دوستت بگه گوشیم مشکل داره و ازت میخواد تو درستش کنی. خب تو هم کارش رو راه میندازی و همین کار به ظاهر جزئی هم کمک حساب میشه و حال تو رو خوب میکنه و تو احساس ارزشمندی میکنی. درواقع شاید از نظر تو تنظیمات گوشی یا رفع اون مشکل کار خیلی ساده ای باشه اما باور کن تو کلی چیز بلدی که از نظر خودت پیش پا افتادست و برای بعضیا واقعا تخصص محسوب میشه! برای همینه که میگم کمک کردن به تو حال خوب رو تقدیم میکنه چون بهت میفهمونه که تووووو ارزشمندی.

پس در بخشش و کمک کردن هیچوقت تردید نکن . . .

جمع بندی نهایی

الان داشتم به این فکر میکردم که چطوری این بحث رو جمعش کنم 😐 🤦🏼‍♂️ چون میدونم راجع به این مبحث میشه ساعت ها صحبت کرد، اما خوب تصمیم گرفتم این مقاله رو تا همینجا بیشتر پیش نبرم. دیگه برای همین این بخش از مقاله رو اختصاص میدم به جمع بندی و کلام آخر.

خب پس ما فهمیدیم که در اولین قدم، اول باید ببینیم که چه چیز هایی باعث میشه حال ما بد بشه و اصلا بنا به چه دلایلی ما مدام درگیر حال بد هستیم. بعد از این که فهمیدیم چه چیز هایی حال ما رو بد میکنه باید شروع کنیم اون فاکتور ها رو از زندگیمون حذف کنیم. با این کار 50% مسیر رسیدن به حال خوب رو طی کردیم. بعد از این باید ببینیم چه چیز هایی ما رو به حال خوب میرسونه و باید شروع کنیم اون ها رو توی زندگیمون گسترش بدیم. به تمام این ها توی این مقاله پرداخته شده و اگر کامل مقاله رو مطالعه نکردی پیشنهاد میکنم وقت بزار و حتما با دقت بخون. اگر واقعا برات مهمه باید وقت بزاری و اگاهیت رو افزایش بدی.

تمام اتفاقات و احساسات و هر چیزی که توی زندگی شما رخ میده حاصل ورودی های ذهنتون هست. ذهن شما ورودی ها رو دریافت میکنه و خروجی ای رو بعنوان فرکانس خواسته های شما به جهان ارسال میکنه، و در نهایت جهان هم اتفاقات همجهت با همون فرکانس رو وارد زندگیتون میکنه. چه بپذیرین و چه نپذیرین این کل داستان زندگیه، و من دارم کاملا بر حسب تجربه و ایمان قلبی صحبت میکنم. پس با این وجود برای رسیدن به حال خوب باید هر زهر و سمی رو وارد ذهنتون نکنید. هر چیزی رو نبینید، هر چیزی رو گوش نکنید، هر کاری رو انجام ندین. و بعد از این باید ورودی های خوب رو وارد ذهنتون کنید. مثل گوش دادن به یه آهنگ شاد، یا دیدن یک ویدیو که حالتون رو خوب میکنه یا توجه به زیبایی های اطرافتون و داشته هاتون و …

دوست گلم باور کن رسیدن به حال خوب از آب خوردن راحت تره و فقط برای نگه داشتن حال خوب و احساس خوب باید اراده به خرج بدی و متعهدانه پیش بری. متعهدانه یعنی چی؟ یعنی این که تعهد قلبی بدی به خودت که از این به بعد طبق آموزش های این مقاله رفتار کنی و زندگی کنی! تعهد بدی که جلوی ورودی های ذهنت فیلتر بزاری و هر چیزی رو وارد ذهنت نکنی. تو به شدت روی معده ات حساسی و وقتی یه چیزی رو میخوای بخوری، تاریخ انقضاش رو چک میکنی یا اول طعمش رو میچشی یا دقت میکنی ببینی اصلا قابل خوردن هست یا نه! بعد از کلی آنالیز شروع به خوردن اون خوراکی میکنی. اونوقت با این تفاسیر چطووووور هرررر چرت و پرت و سمی رو وارد ذهنت میکنی؟ دیگه به نظرم همه حرفا رو توی این مقاله زدم و فعلا بهتره همینجا به این بحث خاتمه بدیم.

اگر تا اینجای مقاله رو مطالعه کردی باید به خودت افتخار کنی. این رو کاملا جدی میگم. چون تو کسی هستی که به شدت برای سبک و استایل زندگیت و طرز تفکرت ارزش قائلی، و باید بهت این نوید رو بدم که شک نکن اگر به همین روال پیش بری و بتونی به آگاهی هات درست عمل کنی، در آینده خیلی خیلی نزدیک بهشت برین در همین دنیا در انتظار توست. درواقع به جایی میرسی که بهشت واقعی رو توی همین دنیا تجربه میکنی. پس به خودت افتخار کن.🌹❤️

 

هرگونه سوال و یا ابهامی در رابطه با چطور به احساس خوب دائمی برسیم داشتید، حتما از طریق بخش نظرات همین مطلب سوالات خود را بپرسید تا در اسرع وقت پاسخ داده شود.

همچنین شما می توانید تجربیات خود در این زمینه را در بخش نظرات همین مطلب با دیگر اعضای خانواده صمیمی گلوف به اشتراک بگذارید و با این کار به افزایش آگاهی و تجربه یکدیگر کمک کنید.

پاینده باشی …

دوستدار تو، ابراهیم شجاعی

دیدگاهتان را بنویسید

دکمه بازگشت به بالا