آکادمی گلوفقوانین جهان آفرینش

علت مشکلات و سختی ها در زندگی چیست؟

سختی ها و مشکلات در زندگی

اگر شما در حال مطالعه این مقاله از آکادمی گلوف هستی قطعا در این مقطع از زندگیت دچار سختی و مشکلاتی شدی که تو رو تحت فشار زیادی قرار داده. یا شایدم کلا این سوال برات پیش اومده که اصلا چرا ما بعنوان اشرف مخلوقات خداوند باید انقدر تحت فشار و سختی قرار بگیریم!

این سوال تقریبا به ذهن تمام مردم خطور کرده و می کنه، اما تعداد معدودی از افراد به صورت جدی به دنبال پاسخ این سوال میرن. پس بهتره همین الان خودت رو به یک هدیه هرچند کوچیک مثل یک استکان چای دعوت کنی و در حالی که از خوردن چایی لذت می بری، ادامه این مقاله رو مطالعه کنی 🙂

چون تو دقیقا جزء همون افراد معدودی هستی که با رفتن به دنبال جواب سوال های مهم زندگیشون، به مرور پیشرفت میکنن و درواقع دوست گلم تو و امثال تو هستین که 3 درصد افراد بزرگ در کل جهان رو تشکیل میدین.

خب بیایین از بحث خارج نشیم و آروم آروم بریم سر اصل مطلب.

یک تجربه بزرگ و تاثیر گذار

بزارین از تجربیات خودم در رابطه با سختی ها و مشکلات زندگی شروع کنم. به قول انیشتین موثرترین و بهترین روش آموزش، مثال زدن هست. برای همین من هم میخوام تجربه خودم رو مثال بزنم تا شما خیلی راحت تر بتونید با این مقاله ارتباط برقرار کنین.

حدود شش سال پیش یعنی حدودا سال 1393 من درگیر افسردگی شدید بودم و غرق در هزاران “چرا” شده بودم.

  • چرا من باید به این دنیا بیام؟
  • چرا باید اینهمه مشکلات و سختی بیوفته روی دوشم؟
  • چرا من به تنهایی باید تمام این بار سنگین مشکلات رو حمل کنم؟
  • چرا خدا اصلا من رو آفرید؟
  • آیا یعنی واقعا خداوند من رو آفرید تا من رو بفرسته روی کره زمین و تا آخر عمرم من رو مورد آزمایش قرار بده و در نهایت من در حال دست و پا زدن زیر مشکلات و سختی ها بمیرم؟
  • آیا واقعا این سختی ها امتحان الهی هستن؟
  • اگر هستن خب اصلا چرا خدا باید انقدر من رو مورد آزمایش قرار بده و اصلا چرا خدا باید انقدر به مخلوق خودش شک داشته باشه؟

و مهم ترین سوال زندگیم هم این بود که چرا من باید دچار بیماری مادرزادی بشم و چرا بقیه سالم هستن اما من نیستم؟!

بله دوست گلم. من بصورت مادر زادی مبتلا به بیماری نادر پوستی Epidermolysis bullosa شدم. این بیماری توی ایران با نام “بیماری پروانه” هم شناخته میشه و به بچه هایی که این بیماری رو دارن هم بیماران پروانه ای میگن. خب بگذریم …

تمام اون سوالات یک طرف، این سوال یک طرف. به جایی رسیده بودم که حتی پدر و مادرم رو مقصر میدونستم و میگقتم چرا من رو به دنیا آوردین؟

سختی ها و مشکلات در زندگی

خلاصه تمام این سوالات هی بیشتر و پیچیده تر می شد اما جوابی براشون نبود.. بعد از گذشت یک سال و نیم افسردگی شدید، دیگه یک شب حوالی ساعت 3 صبح با خودم اتمام حجت کردم. با خودم گفتم یا همین الان خودت رو خلاص کن یا بلد شو و خودت رو جمع کن. اصلا فرض کن زندگی چیزیه که با این شرایط فعلی بهت تحمیل شده! یا نپذیرش و خودت رو خلاص کن، یا بلند شو و خودت رو جمع و جور کن.

از همون شب بود که تغییر و تحول اساسی توی زندگی من شروع شد.

تمام این ها رو گفتم تا بگم این سوالات فقط برای شخص من یا برای شخص شما نیست. درواقع تمام مردم جهان وقتی به مشکلات بر میخورن سرشون پر میشه از چرا های بی جواب.

ببین دوست گلم ممکنه تو ام مثل من شب هایی یا روز هایی رو توی خیابون راه رفتی و فریاد کشیدی و گفتی آخهههه چرااااااا منننن؟ چراااااا بین اینهمه آدمممم منننن باااااید درگیر این مشکل یا مشکلات بشم؟؟؟ و در حالی که رو به آسمون داد میزنی اشک هاتم سرازیر میشن. اشک هایی که از سر دلسوزی برای خودت میریزن!

ممکنه حتی مثل من در مقطعی از زندگیت کافر شده باشی و حتی کفر گفته باشی. ممکنه حتی تا مرز خودکشی هم پیش رفته باشی. اما مدام یه ندای درونی توی گوشت زمزمه میکرده که نه، هنوزم فرصت هست و هنوزم میتونی برگردی …

تمام این ها دلیلش این هست که فکر میکنی نسبت بهت ظلم شده و حتی خدا هم بهت رحم نمیکنه چه برسه به بنده های خدا. درواقع وقتی من یه زمانی داد میزدم و به خدا میگفتم چرا من باید این همه سختی رو متحمل بشم؟ خب برای این که فکر میکردم خدا منو آورده روی زمین تا دهن من رو رسما سرویس کنه، و از این طرف هم خانوادم می گفتن انقدر کفر نگو میری جهنم. بعد من بیشتر شاکی میشدم و می گفتم آخههههه یعنی چیییی من کم تو این دنیای مزخرفش بدبختی کشیدم حالا قراره اون دنیا هم با سیخ داغ و سطل آب جوش بیان پیشوازم؟ 😕😠

میدونی؟ الان که دارم این ها رو می نویسم و دارم اون خاطرات رو مرور میکنم یه لبخند باحالی اومده روی لب هام. دارم پیش خودم فکر میکنم که واااقعا من چقدر خام بودم و نا آگاه بودن چقدر به من لطمه زد. البته اگر بخواهیم بصورت حرفه ای به قضیه نگاه کنیم خب باید بگیم که اتفاقا همین مقطع از زندگی باعث شد تا شُکی به من وارد بشه و به من کمک کنه برای ایجاد تحولی عظیم.

و اما حالا …

وقتش رسیده تا بریم سر اصل مطلب که اونم چیزی نیست جزء دلیل وجود مشکلات و سختی ها در زندگی.

علت مشکلات و سختی ها در زندگی چیست؟

در ابتدای راه و مسیر زندگی، ما فکر می کنیم که مشکلات کمر بستن به نابودی ما و تا ما رو از پا در نیارن بیخیال نمیشن. حالا جالبه که نود درصد مسلمان ها و اون دسته از افرادی که مثلا خدا رو باور دارن میگن که این ها امتحان الهی هست و باید مقاومت کنی و دهنت سرویس بشه تا اون دنیات رو به خوبی و خوشی بگذرونی. درواقع میگن این دنیا هرچی بیشتر درد بکشی و دهنت سرویس بشه در عوض اون دنیات ساخته تر و زیبا تر میشه! حقیقتا من از همون بچگی با شنیدن این منطق کلا پشمام ریخت و کلا همچین چیزی برام قابل هضم نبود. 😐

دسته دوم افرادی بودن که میگفتن بابا خدا کجا بود؟ 😑 این دنیا و وجود ما همش اتفاقیه و دیگه چیزیه که رخ داده و باید همینطوری مسخره وار سپری کنیم تا همین دو روز باقی مونده از عمر هم بیاد بره و سریع بریم شرمون رو کم کنیم از این دنیای به درد نخور.🤨 خب بازم این منطق و استدلال برام قابل قبول نبود.🧐 چون به وجود خدا ایمان داشتم و به حقانیت جهان آفرینش باور داشتم، و درواقع تا حدودی می دونستم بلاخره یه دلیلی داره که این جهان و ما به وجود اومدیم. اما خب وجود اونهمه سختی و مشکلات برام قابل هضم نبود و واقعا سوال شده بود برام که چرا باید انقدر درگیر مشکلات باشم.

از این جای مقاله به بعد می خوام مطالعاتم و از همه مهم تر تجربیات شخصیم رو در رابطه با دلیل وجود سختی ها و مشکلات در زندگی رو با شما دوستان گلم به اشتراک بزارم.

علت مشکلات زیاد در زندگی

خب در اولین قدم باید بهت بگم تا الان هرچی دیدگاه و باور در رابطه با مشکلات و تضاد ها داشتی کلا بریز دور. درواقع اصلا اونطور که شما فکر می کنید نیست و مشکلات برای نابودی تو نیومدن. مشکلات حتی برای زجر دادن و سختی کشیدن تو هم نیومدن، و هیچ امتحانی هم در کار نبوده و نیست!

بزار یه سوال بپرسم. به نظرت دلیل تمام این پیشرفت ها و تکاملی که انسان از میلیون ها سال پیش تا به حال طی کرده چی بوده و هست؟🤔

سختی ها و مشکلات در زندگی

قرار نیست شما خودت رو گول بزنی یا خودت رو الکی قانع کنی!

ببین، من توی این مقاله قصد ندارم تو رو قانع کنم. درواقع اصلا لزومی نمیبینم که بخوام سعی کنم تو رو قانع کنم. اگر تو در حال مطالعه این مقاله هستی، قطعا مشتاقی که تجارب و اطلاعات بنده در این رابطه رو داشته باشی.

پس اگر یک درصد فکر میکنی من فقط دارم خودم یا تو رو گول میزنم و درواقع قراره قانعت کنم که فقط با مشکلات و سختی ها یه جوری کنار بیای، همین الان مطالعه این مقاله رو بیخیال شو و مرورگر رو هم ببند!

من باز هم تاکید میکنم که هیچ گونه تلاشی نمیکنم تا کسی رو قانع کنم. من فقط و فقط تجربیات و درکی که از قوانین جهان هستی به دست آوردم و در زندگی شخصیم پیاده کردم رو در این مقاله و در این سایت با شما به اشتراک میزارم، و از این جا به بعدش به شما بستگی داره که چه برداشتی می کنید.

این مسئله همین الان یادم اومد و گفتم همین جای مقاله بنویسمش بهتره!

دلیل پیشرفت و تکامل ما چیست؟

خب بریم سر سوال. به نظرت دلیل تمام این پیشرفت ها و تکاملی که انسان از میلیون ها سال پیش تا به حال پشت سر گذاشته چی بوده و هست؟

ببین دوست گلم، یه زمانی بشر به این پی برد که نباید لخت بگرده و خیلی براش بهتره که پوشیده باشه. و این شد که به مرور و با تکامل، لباس ها به وجود اومدن و الآن من و تو با یک اشاره می تونیم هر لباسی رو با هر رنگ و استایلی که میخوایم تهیه کنیم. یه زمانی بشر فهمید توی غار یا چادر امنیت نداره و این شد که به مرور ساختمون ها به وجود اومدن و الان ما می بینیم که نه تنها ساختمون، بلکه آپارتمان و آسمان خراش های عظیم ساخته شده و داره میشه. یه زمانی بشر فهمید برای هر دردی درمانی هست و شروع کرد به کشف دارو های مختلف. یه زمانی بشر فهمید برای جا به جا شدن باید چیزی اختیار کنه، و شروع کرد به رام کردن اسب ها و شتر ها و … مدت ها و سالیان بعد فهمید جا به جایی با حیوانات سخته و امنیت نداره و این شد که اتومبیل ها به وجود اومدن. و یه زمانی بشر فهمید که نیاز داره بتونه راحت از راه دور با دوستانش ارتباط برقرار کنه و این شد که الان تلفن ها به وجود اومدن. بعدش پی برد که نیاز داره تلفن رو همراه خودش داشته باشه و حمل کنه و در نهایت گوشی های موبایل به وجود اومدن. باز هم مثال بزنم؟ 🙂

درواقع میخوام بگم که مشکلات و سختی ها به وجود اومدن تا تو بفهمی دقیقا چی میخوای و دقیقا متوجه بشی که چه هدفی رو باید در نظر بگیری. این جهان رو به تکامل و پیشرفته، و تو نمیتونی راکد بمونی. برای همینه که دنیا مشکلات رو میفرسته سراغت تا بهت بفهمونه که هدفت و رسالتت چیه. مشکلات و سختی ها میان تا خواسته ها و رویاهات رو شفاف تر کنن و بهت بفهمونن دقیقا به سمت چه چیزی باید بری.

ما آسایش و رفاهی که الان داریم رو مدیون مشکلات و سختی هایی هستیم که گذشتگان ما کشیدن.

پیشرفت و تکامل انسان

اگر همه چیز اوکی و خوب باشه که دیگه پیشرفتی در کار نیست. ما نمیتونیم توی جهان در حال تکامل انتظار راکد بودن رو داشته باشیم. شما می تونی بهشت واقعی رو همینجا برای خودت بسازی و از لحظه لحظه زندگی رویاییت نهایت لذت رو ببری، اما باید این رو یادت باشه که حتی اگر به اوج ثروت و نعمت و آرامش و آسایش هم رسیدی، بااااز هم باید به پیشرفت و تکامل خودت ادامه بدی. در غیر اینصورت دوباره سر و کله مشکلات و سختی ها پیدا میشه و دوباره روز از نو روزی از نو…

مشکلات و سختی ها وظیفشون اینه که مدام به تو یادآوری کنن که مسیر درست کجاست. ببین دوست گلم این جهان اصلا با من و تو شوخی نداره. تو یا با هدفمند شدن و موفق شدن خودت به طی کردن تکامل این جهان کمک می کنی، یا این جهان استخون هات رو میشکنه! (انقدر خشن گفتم که به جدیت قضیه پی ببری!) تو موظف هستی که به تکامل خودت و این جهان کمک کنی، در غیر اینصورت در این کره خاکی جایی نداری و به همین دلیل هم جهان انقدر با سختی ها و مشکلات بهت حمله میکنه تا سر عقل بیای! اما باید این رو هم بدونی که اگر هدفمند بشی و بیوفتی توی مسیر ترقی و حل کردن مشکلات، به مرور زمین و زمان و فلک و ابر و باد و مه و خورشید دست به دست هم میدن تا یک زندگی رویایی رو برات بسازن تا تو بتونی در آرامش و رفاه و امکانات بیشتر به تکامل این جهان کمک کنی.

برای همینه که ما میگیم تو یا از مشکلات و سختی ها پله میسازی برای بالا رفتن، یا یکی یکی مشکلات رو میزاری روی سرت و زیرشون له میشی. از این دو حالت خارج نیست!

وقتی که مشکلات مالی روی سرت خراب میشن، باید بفهمی که رسالتت اینه که بری به دنبال ثروتمند شدن و اونقدر ثروت به دست بیاری که به یک خیر بزرگ تبدیل بشی. وقتی که مشکل روابط داری، باید بفهمی که رسالتت اینه که به اوج روابط بی نظیر اجتماعی و عاطفی برسی و به یک فرد کاریزماتیک تبدیل بشی. وقتی بیماری جسمانی داری، باید بری به دنبال سلامتیت و با تمام قدرت درونی تلاش کنی برای سالم شدن و به یک الگوی بی نظیر برای همه تبدیل بشی. (اعتراف میکنم خودم هنوز توی این زمینه موفق نشدم، چون در حال حاضر مسائل دیگه ای در اولویت زندگیم هستن. شاید پیش خودت بگی خب چه چیزی مهم تر از سلامتی!؟ اما خب برای من که یک عمر با این بیماری زندگی کردم دیگه عادت شده و برای همین فعلا ترجیح میدم توی مسائل دیگه به موفقیت برسم و بعد که به آرامش و آسایش و رفاه رسیدم دیگه کاملا تمرکزم رو بزارم روی سلامتیم😊).

واقعیت زندگی هر شخص متفاوت است

خب، ما تمام این ها رو گفتیم اما ممکنه تو باز بگی بروووو بابا دلت خوشه! 😐 سه ساعت چرت و پرت گفتی که فقط دل خودت رو خوش کنی و از واقعیت فرار کنی! 😑

دیدین بعضیا رو که میگن باااااید با واقعیت کنار بیای … حالا سوالی که پیش میاد اینه که کدوم واقعیت؟ 🤔

یکی ثروتمنده یکی فقیر. از دید ثروتمند پولدار شدن مثل آب خوردنه و از دید فقیر پولدار شدن غیرممکنه. بلاخره کدوم واقعیته؟

ببین دوست گلم واقعیت زندگی هر شخص متفاوته. واقعیت زندگی هر شخص حاصل افکار، باور ها و عملکردش هست. واقعیت زندگی من با شما زمین تا آسمون فرق داره و نتایج زندگی هر انسانی حاصل عملکرد و طرز تفکرش هست.

پولدار و فقیر

پولدار به فقیر میگه تو بی عرضه ای و بلد نیستی پول در بیاری. فقیر هم به پول دار میگه بعله منم اگر دزدی میکردم و زیر و رو کشی میکردم الان وضعم خوب بود! درواقع شما زندگی و اتفاقات زندگی رو اون طور که دلت میخواد و بسته به شرایط خودت می بینی.

پس اگر فکر میکنی مشکلات و سختی های زندگی اومدن تا فقط تو رو زجر بدن و نابودت کنن، پس قطعا برای تو همینطور خواهد بود و به زودی زیر دست و پای مشکلات له میشی و جهان جوری محوت میکنه که انگار اصلا وجود نداشتی!

اما اگر بر این باور هستی که مشکلات و سختی ها میان تا تو رو بزرگ تر کنن و تو رو قوی تر کنن و بهت کمک کنن تا پیشرفت کنی، پس شک نکن که برای تو همینطور خواهد بود و به زودی به اوج موفقیت و زندگی رویایی دست پیدا میکنی. چرا که بِیس و اساس جهان بر پایه پیشرفت بنا شده و وقتی تو باهاش همجهت و هم عقیده میشی، اون هم تمام تلاشش رو میکنه تا همه چیز رو برای پیشرفت تو فراهم کنه.

درواقع برای همینه که من در اواسط مقاله گفتم اصلا سعی ندارم کسی رو قانع کنم. وقتی شما باور داری که مشکلات اومدن برای نابودیت، خب دیگه من چطور میتونم قانعت کنم که اینطور نیست؟ درواقع کسی که خوابه رو میشه بیدار کرد اما کسی که خودش رو زده به خواب هرگز … من هیچوقت این جسارت رو نمیکنم که بگم تو خودت رو زدی به خواب! اما باور کن تا وقتی خودت نخوای دیدگاهت و عملکردت و باور هات رو تغییر بدی، حتی خدا هم کاری از دستش بر نمیاد، چه برسه به من…

بعنوان مثال، همونطور که گفتم من بعد از یک سال و نیم، یک شب تصمیم به تغییر گرفتم. درواقع خودم تصمیم گرفتم و اگر تا قبل از اون کسی میومد به من میگفت افسرده نباش، من به شدت باهاش برخورد میکردم. میدونی چرا؟ چون افسردگی و غم و غصه و بدبختی انتخاب خودم بود و برای همین اگر کسی میومد راجع به تغییر دیدگاه و تغییر سبک زندگی با من صحبت میکرد من خیلی قاطعانه و حتی عصبی باهاش برخورد میکردم.

درکل بحث اینه که تو انتخاب میکنی که چطور پیش بری. اما یادت باشه وقتی یه مسیری رو با یه سری دیدگاه، افکار، باور ها و عملکرد هایی پیش میری و بعد از مدت زیادی نتیجه خاصی نمیگیری، خب باااید این مسیر و سبک و استایل رو کلا عوض کنی. و این چیزی بود که من بعد از یک سال و نیم بلاخره فهمیدم …

گاهی اتفاقات به ظاهر مشکل هستند

یه وقتایی هم هست که اتفاقات به ظاهر مشکل و بد هستن! درواقع یه اتفاقی توی زندگیت رخ میده و تو میگی دیگه تموووووووووم. این دیگه بدترین اتفاقی بود که می تونست واسم رخ بده و شک ندارم دیگه کارم تمومه. درصورتی که این اتفاق به ظاهر بد، یک معجزه در دل خودش به همراه داره که تنها لازمه تا تو اون رو ببینی و به سمتش دست دراز کنی. مثلا ممکنه شما از شغلت اخراج بشی، و بعد از این اتفاق تمام امیدت رو از دست میدی و تمام برنامه هات به هم ریخته و میگی خدایا چکار کنم؟ من تمام امیدم به حقوق همین کار بود. اما خبر نداری که یه کار با شرایط بسیار بهتر و عالی تر قراره سر راهت قرار بگیره…

یا بنا به دلایلی یک رابطه عاطفی رو به هم زدی و پیش خودت این تصور رو میکنی که شکست خوردی. درصورتی که خبر نداری قراره یه آدم خیلی خیلی خیلی بهتر باهات وارد رابطه بشه…

افکار و باورهای قدیمی اتفاقات و مشکلات قدیمی را به همراه دارد

البته یادت باشه که این ها زمانی رخ میده که تو ذهنت رو کنترل کنی و باور و ایمان داشته باشی که پایان هر اتفاقی برای تو خوب تموم میشه. اگر نتونی به مرور به این دیدگاه و طرز تفکر برسی، خب قطعا نه تنها اتفاقات بد تمام نمیشه، بلکه روی هم انباشته میشن و دیگه واقعا پدر آدم در میاد با این شرایط. پس یادت باشه که باور ها و افکار و عملکردی که اینننهمه مشکلات و سختی ها رو به وجود آورده، نمیتونه همین مشکلات رو از بین ببره.

تغییر دیدگاه و باورها نیاز به تکامل دارد

درکل وقتی بپذیرین که مشکلات و سختی ها برای گسترش و رشد شما اومدن، دیگه به مرور درکتون از قوانین جهان و اتفاقات زندگیتون درست تر و کامل تر میشه. باید در نظر داشته باشین که این هم با تکامل به دست میاد. پس انتظار نداشته باشین یک شبه به درک درستی برسین یا مثلا ذهنتون کاملا بپذیره این مسئله رو.

انسان بی دغدغه نمی تواند زندگی کند

به هر صورت این رو باید بپذیری که انسان بی دغدغه نمیتونه زندگی کنه! اگر دقت کرده باشی بار ها توی زندگی پیش میاد که تو به یه آرامش نسبی میرسی و کلا کارت میشه خوردن و خوابیدن، اما باز هم خودت برای خودت دغدغه میتراشی و خودت رو درگیر مسائلی میکنی، و این هم خیلی خوبه چون خصلتیه که خداوند در وجود ما گذاشته برای پیشرفتن و راکد نبودن.

دغدغه ها هم خوب و بد دارند

اما باید این رو هم بدونی که دغدغه ها خیلی فرق میکنه دوست گلم. خیلی تفاوت هست بین این که تو درگیر این باشی که قسط وامت، کرایه خونت و کلی بدهی دیگه رو چطور تامین کنی، تا این که دغدغت این باشه که ثروت و داراییت رو روی کدوم ایده و برنامه ات سرمایه گذاری کنی. خیلی فرق میکنه بین کسی که از زمین و زمان و رفیق و حتی خانواده رکب میخوره و همه اطرافیانش باهاش درگیرن، تا کسی که انقدر دوست و رفیق خوب دور و برش هست و انقدر رابطش با خانواده اش عالیه که نمیدونه با کدوم یکی وقت بگذرونه! 

پس همونطور که گفتم دغدغه همیشه وجود داره. یعنی حتی اگر نباشه هم خودت برای خودت دغدغه ایجاد میکنی. اما یادت باشه دغدغه ها متفاوته …

هدف از زندگی لذت است

یکی دیگه از دلایلی که خیلی باعث شده تا ما واقعا فکر کنیم مشکلات برای نابودی و زجر دادن ما اومدنه، این هست که از بدو تولد تا بزرگسالی به ما گفتن انسان در رنج به دنیا اومده و در رنج هم از دنیا میره و این دنیا مکان آزمایش الهی هست نه لذت و شادی! این باور خصوصا توی ایران دیگه همه گیر شده متاسفانه و همین الانشم همین دیدگاه داره نسل به نسل منتقل میشه.

یادمه یه بنده خدایی بود میگفت: این مسئله حتی گفته خود خدا هم هست. چون توی قرآن اومده که ما شما را در رنج آفریدیم! منم دیگه هیچی نگفتم و بعد خودم رفتم پیگیر شدم و همون کلمه و همون آیه قرآن رو ریشه یابی کردم و دیدم خدا گفته ما شما را در رنج و سختی آفریدیم تا رشد و پیشرفت کنید و تکامل خود را طی کنید. دقیقا همون چیزی که من سه ساعته توی این مقاله دارم توضیح میدم …

این مثال رو زدم تا به عمق فاجعه پی ببرید و بفهمید که بابا همین آدمایی که ادعای مسلمونی یا خداپرستی می کنن هم 90 درصدشون اصلا درک درستی از قرآن ندارن و حتی خودشون نرفتن پیگیر بشن ببینن بابا خدا چی گفته و روی چی تاکید داشته، روی چی تاکید نداشته. یعنی همینطوری تو گوششون خوندن و اینا هم میان واسه من و شما طوطی وار بلغور میکنن!!!

درکل ما حتی اگر از دید قرآن هم به این مسئله نگاه کنیم، خدا گفته که سختی ها و مشکلات برای تکامل و پیشرفت شما اومدن و جالبه بدونید که توی تمام آیات خداوند به شدت گفته غمگین نباشید. جالبه نه؟ چیزی که دقییییقا برعکسش رو به ما گفتن. درواقع گفتن و میگن هرررچی غمگین تر باشی و بیشتر گریه کنی و یک زندگی درویش وار رو سپری کنی پیش خدا عزیز تری و فلان و بهمان …

دوست خوبم من دارم با سند و مدرک حرف میزنم. اگر حرفم رو باور نداری برو توی قرآن و تمام آیاتی که توشون کلمه “حزن” بکار رفته رو بخون! حزن به معنای غم و غصه هست. توی تمامی آیاتی که کلمه حزن درشون به کار رفته شده خداوند به شدت شما رو از غم و قصه و غمگین بودن نهی کرده. درواقع هرجا که با پیامبر صحبت کرده بهش گفته غمگین نباش که سرانجام همه چیز به نفع تو خواهد بود!

لذت زندگی شاد

خب به نظر شما اگر هدف از زندگی لذت و پیشرفت نیست پس چرا خداوند انقدر تاکید داره بر کنترل ذهن و دوری از غم و غصه و شاد زیستن؟

من اگر مثال قرآن رو میزنم، چون توی ممکلت ما باب شده که دیگه کسی زیاد اعتقادی نداره و از این داستانا. درواقع میخوام بگم بابا همین قرآنم دقیقا داره به همین مسئله با تاکید فراوان اشاره میکنه. اما خب کو گوش شنوا و چشم بینا؟ وقتی که ما تمااااام آگاهی هامون و دانسته هامون محدود به یک مشت شنیده های مزخرفه، و وقتی ما حتی همت نمیکنیم بریم پیگیر بشیم ببینیم بابا دینی که به ما گفتن این دین توئه، اصلا حقیقتش چیه؟

نتیجش میشه زندگی با اینهمه باور مخرب و محدود کننده که به جایی میرسیم که فکر میکنیم کلا هدف از خلقت، آزمایش ما بوده و درکل ما باید پدرمون دربیاد.

بعد جالبه که از اون طرف هم بهت میگن تو اشرف مخلوقاتی. خب بابا این حرفای پارادوکسیکال چیه میزنین ناموسا؟ 😐 اگر واقعا اشرف مخلوقاتیم پس چرا میگین خدا قراره در این دنیا و در اون دنیا دهنتون رو سرویس کنه! اگر واقعا خدا میخواد اینطور کنه، پس چرا میگین خدا عاشق شماست و شما اشرف مخلوقاتین؟!

بعد که میای قرآن رو مطالعه میکنی می بینی بابا خود خدا همش گفته شاد باشین از غم دوری کنید، پیشرفت کنید و با پیشرفتتون به تکامل جهان کمک کنین و دست چهارتا بنده خدای دیگه رو هم بگیرین و و و  …

درکل باااااز هم همه چیز به دیدگاه تو بر میگرده. بعد از اینهمه توضیح و تفسیر و سعی و تلاش من برای شفاف سازی، از اینجا به بعد دیگه پای خودته که میخوای دیدت رو عوض کنی یا طبق روال قبل پیش بری.

کلام آخر و جمع بندی نهایی

ختم کلام باید بگم که دوست عزیزم، تو هم باید در طول زندگیت با رفع مشکلات شخصیت، هم خودت پیشرفت کنی و هم دنیا رو برای نسل های بعد به جای بهتری تبدیل کنی. یادته مثال زدم و گفتم که زمان قدیم مثلا بشر فهمید که جا به جایی با حیوانات واقعا سخته و امنیت نداره؟ خب اگر نسل های قبل ما برای این مشکل اقدام نمیکردن و مثل ما فقط مینالیدن که الان ما باید همچنان با اسب و خر و قاطر جا به جا می شدیم و نه اتومبیلی بود و نه هواپیمایی و نه هیچ چیزه دیگه. یا الان بجای تلفن باید همچنان با دود به هم پیام میدادیم یا همچنان توی غار سپری میکردیم!

یه چیزی رو بهت میگم همیشه یادت بمونه. همییییشه یادت باشه تنها چیزی که علاج نداره مرگه!!! درواقع تو بدترین شرایط هم فکر نکن ته خط رسیدی. چون ته خطی وجود نداره و ته خط توی این دنیا فقط مرگه.

پس به جای غر زدن و نالیدن بلند شو و همین الان پر انرژی سعی کن تک تک مشکلات رو حل کنی و با این کار هم زندگی خودت رو گسترش بدی و به موفقیت و آرامش فردی برسی، و هم باعث بشی نسل های بعد آسایش و آرامش و رفاه بیشتری رو تجربه کنن.

من به زودی توی یک مقاله هم مفصل به نحوه رفع کامل مشکلات و نحوه برخورد با تضاد ها رو توضیح میدم که قطعا میتونه بهت کمک کنه که بعد از این که پذیرفتی مشکلات و سختی ها برای رشد و گسترش و تکامل تو اومدن، همچنین یاد بگیری چطور با اون ها رو به رو بشی و چطور رفعشون کنی و چطور مشکلات و سختی های زندگی رو به حداقل ممکن برسونی.

راستی یه چیزی هم که باید بگم اینه که یادت باشه وقتی فهمیدی چطور باید مشکلات رو رفع کنی و باهاشون برخورد کنی، نه تنها مشکلاتت رفع میشن بلکه خیلی خیلی کم میشن. تا جایی که واقعا نمیشه بهشون گفت مشکل و درواقع بهتره بهشون بگیم مسائل جزئی زندگی که با یه اشاره رفع میشن 🙂

اگر تا اینجا یعنی انتهای این مقاله رو مطالعه کردی اول باید ازت تشکر کنم که برای این مقاله ارزش قائل شدی و همچنین باید بهت تبریک بگم که انقدر برای خودت ارزش قائلی که انقدر وقت میزار برای گسترش آگاهی هات. 😉❤️

درضمن یادت باشه زیاد کردن و بالا بردن آگاهی ها هیچ کمکی به تو نمیکنه و باید از یه جایی به بعد تصمیم جدی بگیری که به این آگاهی ها و دانسته ها عمل کنی.

در این مقاله ما تنها به دلایل وجود مشکلات و سختی ها در زندگی پرداختیم. هدف اصلی از نگارش این مقاله، این بود که شما دقیقا متوجه بشید که مشکلات و سختی ها در زندگی به چه دلیلی به سراغ شما میان.

هرگونه سوال و یا ابهامی در رابطه با علت مشکلات و سختی ها در زندگی داشتید، حتما از طریق بخش نظرات همین مطلب سوالات خود را بپرسید تا در اسرع وقت پاسخ داده شود.

همچنین شما می توانید تجربیات خود در این زمینه را در بخش نظرات همین مطلب با دیگر اعضای خانواده صمیمی گلوف به اشتراک بگذارید و با این کار به افزایش آگاهی و تجربه یکدیگر کمک کنید.

پاینده باشید …

دوستدار شما، ابراهیم شجاعی

دیدگاهتان را بنویسید

دکمه بازگشت به بالا