آکادمی گلوفاعتماد به نفسعزت نفسموفقیت در روابط

چرا از حرف دیگران ناراحت می شویم؟

چرا از حرف دیگران ناراحت می شویم؟ این هم طبق معمول یکی دیگه از سوالات پرتکراری هست که از من پرسیده شده و میشه. یعنی یکی از دغدغه افراد همینه. خصوصا بچه هایی که در مسیر رشد فردی هستن و راهشون رو از عموم مردم جدا کردن بیشتر این چالش براشون به وجود میاد. چون طبیعتا وقتی ما طبق نگرش و مسیر عوام پیش نمیریم، با هجمه هایی رو به رو می شیم و دائما حرف هایی رو می شنویم که باعث ریزش عزت نفس ما میشه. حتی این حرف ها و شلیک ها از سمت خانواده هم صورت میگیره در حدی که ما هیچ راه فراری نداریم.

دلیل ناراحت شدن از حرف دیگران

خب همونطور که گفتم از جایی به بعد واقعا راه فراری نیست. چون تو شاید بتونی از جامعه و دوستان فاصله بگیری تا بلکه حرف های به درد نخورشون رو نشنوی، اما گاهی این حرف ها از خانواده به سمتت شلیک میشه و اینجا دیگه راه گریزی نیست. و همینجاست که این تضاد برای ما به وجود میاد و به این فکر می کنیم چطور میشه نسبت به حرف دیگران بیخیال شد؟ آیا واقعا باید بیخیال و بی تفاوت بشیم یا راه دیگه ای وجود داره؟

من در این مقاله بی نظیر طبق معمول میخوام این مسئله رو برات موشکافی کنم و آگاهی های خالص و نابی رو بهت بدم که با درک همین آگاهی ها دیگه ذره ای حرف دیگران رو به خودت نگیری. البته مردم در ابتدای صحبت با من فکر می کنن که قراره من مسیر کوچه علی چپ رو یادشون بدم! درحالی که اصلا اینطور نیست و قرار نیست ما خودمون رو به نفهمی بزنیم و به قول اصفهانی ها قرار نیست یابو آب بدیم! در اصفهان حکایتِ یابو آب دادن همون حکایتِ کوچه علی چپه …

پس من قراره طبق معمول با منطق های محکم بهت یاد بدم که چطور ذره ای از حرف و نظر دیگران دلخور نشی و دیگه حرف دیگران رو به خودت نگیری. اینجا ما روانشناسی زرد رو یاد نمیدیم. من با توهم زدن و یابو آب دادن و مسخره بازی به نتایج و این شخصیت نرسیدم. بلکه من به شحصه به اصولی ترین شکل ممکن و با درک کردن خالص ترین آگاهی ها به این شخصیت رسیدم. تو باید این رو یادت باشه حتی اگر بتونی خودت رو به کوچه علی چپ هم بزنی، اما هیچوقت از اعماق وجودت به رهایی نمیرسی و آخرش بخشی از ذهنت و وجودت درگیر ترکش های اطرافیان می مونه.

رهایی واقعی تنها حاصل درک آگاهی های خالص هست. و این تنها راهه. تنها راه افزایش اعتماد به نفس و افزایش عزت نفس هست. وقتی آگاهی های لازمه رو دریافت کنی، سپس اون ها رو درک کنی و در نهایت اون ها رو در شخصیت خودت نهادینه کنی، اونوقت تو دیگه نیازی نیست که تلاش کنی حرف دیگران رو نادیده بگیری، چون به طور ناخودآگاه به رهایی میرسی و ذره ای نیاز به تلاش و جنگیدن نداری. پس اگر پایه ای، بزن بریم سراغ اصل مطلب …

ناراحت شدن از دیگران

چرا ما از حرف دیگران ناراحت می شویم؟

در قدم اول ما اصلا باید ببینیم که چرا حرف و نظر دیگران روی ما تاثیر منفی میزاره و حالمون رو بد می کنه. وقتی یک نفر به من میگه تو چاقی و یا حتی به خاطر چاق بودنم من رو مسخره می کنه، چرا من سریعا دلخور میشم و حالم بد میشه و حس بدی نسبت به خودم پیدا می کنم؟ وقتی یه نفر اهداف من رو زیر سوال می بره و اهداف من رو به درد نخور تلقی میکنه، چرا من سریعا حالم بد میشه و به مسیر خودم شک می کنم؟! و کلی سوال دیگه …

دلیلش کاملا مشخصه اما خب تو نمی دونی و من اینجا میخوام بهت بگم که دلیلش چیه. دلیلش فقط اینه که تو، خودت این حرف ها رو قبول داری! متوجهی چی میگم دوست گلم؟ اگر من حرفی به تو می زنم و تو ناراحت میشی، دلیلش اینه که تو خودت اون حرف رو به عنوان حقیقت قبول داری. مثلا من در جایگاه یک فرد بی شعور به تو میگم چقدر اندامت بده و چرا انقدر چاقی؟! و با توجه به این که تو خودت نسبت به چاق بودنت به پذیرش نرسیدی و خودتم فکر می کنی که واقعا بد ترکیب هستی، به همین دلیل حرف من حالت رو به شدت بد می کنه.

دقیقا مثل معتادی که به شدت بدش میاد بهش بگن معتاد! تو اگر به یک آدم سالم بگی معتاد خندش میگیره، اما وقتی به یک آدم مصرف کننده میگی معتاد، به شدت گارد میگیره و داد میزنه که نهههههه منننن معتااااااااد نیستممممم! این دقیقا حکایت ماست … پس وقتی که من نسبت به چیزی در زندگیم و حضورم به پذیرش نرسیده باشم و خودم با اون راحت نشده باشم، در این حالت، هرکسی به اون چیز اشاره کنه من به هم میریزم و حالم بد میشه.

بزار طبق معمول از خودم یک مثالی بزنم. خب من به واسطه بیماری دست هام رو از دست دادم. توی صفحه بیوگرافی ابراهیم شجاعی هم در این باره توضیحات کامل رو ارائه دادم، پس اگر دوست داری کاملا با من آشنا بشی می تونی بعد از این مقاله بری و بیوگرافی رو هم مطالعه کنی. خب حالا فرض کن یک آدم احمق و بی شعور بیاد و دست های من رو مسخره کنه و بگه برو بابا بی دست و پا، یا مثلا بگه تو اگه آدم بودی خدا اینطوری خلقت نمیکرد!!! و یا کلا یک حرف سرد اینچنینی به من بزنه. حالا به نظرت واکنش من چی میتونه باشه؟

در زمان قدیم که بیماری و شرایطم رو نپذیرفته بودم و ذره ای تغییرات رو هم در خودم رقم نزده بودم، اگر کسی همچین حرفی بهم میزد، خداشاهده سه تا سکته روحی روانی میزدم و تا چند ماه منهدم می شدم و حتی ممکن بود به خودکشی هم فکر کنم. اما حالا چی؟ حالا بعد از ده سال که به این حد از پذیرش رسیدم نسبت به شرایطم و اصلا عاشق خودمم، و حالا که چنین اعتماد به نفس و عزت نفسی رو رقم زدم و اینهمه تغییرات رو رقم زدم و کلی نتیجه توی دستمه، دیگه این حرف ها برام خنده داره و حتی دلم میسوزه برای طرف مقابل!!!

می فهمی چی میگم رفیق جان؟ حالا من یک مثال دیگه میزنم برای درک بهتر. ببین، اگر من الآن به تو بگم گاو، تو به انسان بودن خودت شک می کنی؟! قطططعا نه، چون تو می دونی آدمی و لزومی نداره به آدم بودن خودت شک کنی. اگر من بهت بگم گاو و تو ناراحت بشی پس واقعا خودتم قبول داری که گاوی!!! اما طبیعتا ناراحت نمیشی و حتی ممکنه به شوخی بگی برو بابا گاو خودتی! چرا؟ چون اصلا این حرف من برات خنده داره. یا مثلا تو وقتی دست فرمون و رانندگی بی نظیری داری، در این صورت اگر من بهت بگم برو بابا رانندگیت مزخرفه. اینجا تو اگر واقعا رانندگیت خوب باشه، قطعا ناراحت نمیشی و با یه لبخند ملیح میگی باشه تو درست میگی. هه …

اما اگر به توانایی خودت در رانندگی شک داشته باشی اونوقت شروع می کنی به بحث کردن با من و حتی میگی اصلا بیا بریم مسابقه بدیم تا بهت ثابت کنم کی رانندگیش افتضاحه! یعنی تو تلاش میکنی خودت رو اثبات کنی چون در قدم اول خووووودت به رانندگی خودت شک داری! وگرنه آدمی که به رانندگی خودش اطمینان داره که اصلا چنین زحمتی به خودش نمیده و با یه لبخند ساده از حرف و نظر طرف مقابل میگذره.

دیگه فکر می کنم همین مثال ها کافی باشه برای این که تو به دلیل اصلی ناراحت شدن از حرف دیگران آگاه بشی.

پذیرش و افزایش اعتماد به نفس و عزت نفس

ما تا اینجا فهمیدیم عدم پذیرش و کمبود اعتماد به نفس و عزت نفس باعث میشه تا دیگران بتونن با حرفاشون ما رو تحت تاثیر قرار بدن. این یعنی چی؟ این یعنی اگر می خواهی به رهایی کامل نسبت به حرف دیگران برسی، پس نسبت به حضورت و نسبت به شرایط خودت به طور کامل به پذیرش برس و اعتماد به نفس و عزت نفست رو تقویت کن. در جلسات اولیه دوره عزت نفس، من به طور مفصل به داستان پذیرش پرداختم و کل جلسات دوره هم که قدم به قدم تو رو همراهی می کنه برای این که شخصیت ضعیف فعلیت رو بکوبی و به جاش شخصیتی مقتدر و با عزت نفس و قدرتمند رو برای خودت خلق کنی.

خب حالا باز دلم میخواد برای این بخش یه مثال دیگه از خودم بزنم. ببین دوست گلم، الآن نزدیک به ده ساله که من در زمینه تحقیق و توسعه عزت نفس و اعتماد به نفس دارم فعالیت می کنم، و تا به امروز هم نزدیک به سه ساله که در حال تدریس این مبحث تخصصی هستم. طی این سه سال هم زندگی صد ها و هزاران نفر به واسطه آموزش های من به لطف خدا دگرگون شده. علاوه بر بچه های خانواده گِلوف، می تونم مجددا به تغییراتی که در زندگی خودم رقم زدم هم اشاره کنم که می تونی بری و در صفحه بیوگرافی اون ها رو مطالعه کنی.

تمام این ها یعنی چی؟ یعنی این که حالا من در این زمینه و در مسیر تدریس دیگه از تمام وجود به خودم و تواناییم ایمان دارم و شکی نسبت به خودم ندارم. پس الآن اگر یک نفر بیاد بگه برو بابا تو اصلا بلد نیستی درست تدریس کنی و اصلا معلوم نیست تو آموزش هات چی میگی و فن بیانت هم مزخرفه و همش حرف مفت میزنی! تنها واکنش من در برابر این حرف ها میدونی چیه؟ اینه که میگم ممنون از نظر و انتقادتون، اما این شیوه تدریس منه و اگر شما باهاش ارتباط برقرار نمی کنی پس بهتره یک استاد دیگه رو در این زمینه دنبال کنی. با آرزوی موفقیت، شما رو به خیر و ما رو به سلامت. تمام شد و رفت.

اما اگر به کار خودم ایمان نداشتم و اعتماد به نفس نداشته باشم، طبیعتا کوچک ترین حرف اینچنینی میتونه از زیر و بم من رو داغون کنه. وقتی من به کار خودم شک دارم و اعتماد به نفس کافی ندارم، کافیه یه نفر بهم بگه فن بیانت مزخرفه، اونوقت تا دو ماه تمام دغدغه من این میشه که آیا واقعا من فن بیانم داغونه؟ نکنه واقعا اینطور باشه؟ اصلا نکنه من مال این کار نباشم! و همین نشخوار های فکری کاری میکنه تا از مسیر کارم خارج بشم و کلا برم توی حاشیه. یعنی هم روح و روان و عزت نفس و اعتماد به نفسم به فنا میره، و هم از مسیر هدفم خارج میشم. خب دیگه چی از این بدتر؟!

دلخور شدن از دیگران

حرف دیگران را به خودت برچسب نزن

با تمام این تفاسیر که تا به اینجای مقاله ارائه کردیم، اینجا باید بفهمی که نباید حرف دیگران رو به خودت برچسب بزنی. اگر یکی بهت میگه چاق و بد ترکیب، قرار نیست تو این حرف رو برچسب کنی و بزنی به خودت و فکر کنی این حقیقت زندگیته. به جاش باید با چاق بودنت راحت بشی و کاملا حضورت رو با همین شرایط بپذیری و اماااااا در کنارش شروع کنی به ورزش و رژیم و ساختن یک اندام بی نظیر. درواقع حرف های دیگران نه تنها نباید تو رو به هم بریزه، بلکه باید انگیزه و سوخت لازمه رو بهت بده برای حرکت و اعمال تغییرات.

من در زندگیم بسیاری از نتایجم رو به همین خاطر کسب کردم و تغییراتی که رقم زدم گاهی تنها به خاطر حرف یک نفر بوده! و این نه تنها اشکالی نداره بلکه خیییییلی هم عالیه. ما به دنبال انگیزه و شجاعتیم و چی به اندازه حرف مفت دیگران میتونه انگیزه و شجاعت رو به ما بده؟!

چند وقت پیش یکی از بچه ها بهم گفت من در زمینه ورزش کشتی فعالیت می کنم و به این رشته هم خیلی علاقه دارم، اما داداشم که از من بزرگتره دائما من رو تحقیر می کنه و میگه تو هیچی نیستی و هیچی نمیشی و داری وقتت رو تلف میکنی و … منم خیلی سعی می کنم نادیده بگیرمش اما از یه جایی به بعد واقعا صبرم لبریز شده و گاهی دلم میخواد حتی باهاش برخورد فیزیکی کنم.

در پاسخ بهش گفتم میدونی چرا حرف های برادرت حالت رو بد می کنه؟ چون خودتم به توانایی هات شک داری و خودتم فکر می کنی که نکنه واقعا در این رشته چیزی نشم! خب برادرت که تکلیفش مشخصه، اون خودش به خاطر عزت نفس پایین و با توجه به این که خودش رو از تو پایین تر میبینه دائما تحقیرت می کنه و بهت انرژی منفی میده. اما خودت چی؟ وقتی خودت هم چنین باوری داری که ممکنه موفق نشی یا باور داری توی این رشته خوب عمل نمی کنی، نتیجش میشه این که حرف های برادرت حالت رو بد میکنه.

پس مشکل داداشت نیست. مشکل نگرش خودت نسبت به خودته. وقتی دلیل رفتار های اون رو بفهمی و متوجه باشی که اون خودش داره از عزت نفس و اعتماد به نفس پایین رنج می بره، وقتی بفهمی یک آدم زمانی بهت شلیک می کنه و سعی می کنه مانع حرکتت بشه که خودش رو از تو پایین تر می بینه، همچنین وقتی بفهمی حرف دیگران زمانی روت تاثیر منفی میزاره که خودت به اون حرف باور داشته باشی، اونوقت دیگه به رهایی کامل می رسی نسبت به حرف و شلیک های اطرافیان و تمام توجه و تمرکزت رو معطوف می کنی روی رشد و ساخت و ساز.

چرا از حرف دیگران ناراحت می شویم؟ | کلام آخر

در این مقاله به چرایی و دلایل ناراحت شدن از حرف دیگران پرداختیم و در گام دوم هم یاد گرفتیم که چطور به رهایی کامل برسیم نسبت به حرف و نظر دیگران. همونطور که گفتیم، مشکل حرف دیگران نیست، مشکل نگرش و باور های ما نسبت به خودمون هست و اگر ما باور مخربی نسبت به خودمون داشته باشیم و کسی اون رو به ما یادآوری کنه، طبیعتا ما حالمون بد میشه و احساس ضعف و حقارت می کنیم. اما کسی که پذیرش رو یاد گرفته و یاد گرفته چطور اعتماد به نفس و عزت نفسش رو تقویت کنه، دیگه حرف و نظر مردم ذره ای روش تاثیر نداره و مثل یک نابینا و ناشنوا فقط مسیر خودش رو با ایمان طی میکنه.

 

برات آرزوی بهترین ها رو دارم

دوستدار و ارادتمند تو، ابراهیم شجاعی

ابراهیم شجاعی

موسس و مدیر مسئول آکادمی گلوف

نوشته های مشابه

4 دیدگاه

  1. سلام،
    آقای شجاعی خسته نباشید مثل همیشه عالی.
    من همیشه با خودم میگم مهم ترین فرقی که
    شما با بقه مدرس ها و استادهای که در این زمینه
    هستند دارین، اینکه شما خیلی خوب مسائل رو
    ریشه یابی و موشکافی میکنین❤️?

  2. دوست عزیز شرمنده ولی کاملا اشتباه میگید البته شما دارید تجربه شخصی خودتون رو با ما درمیون میزارین و هرکس طرز تفکرش فرق داره شما میگید اعتماد به نفس باید داشته باشی خب همین داشتن غرور مشکل اساسی ما هست طرف میاد یه چرت و پرتی میگه اون لحظه هیچی بهش نمیگی ولی بعدش میگی این آدم حقیر و پست به من توهین کرده همین تا سه روز مغزتو میخوره والا فکر نکنم برای این موضوع هیچ راه حلی بجز برخورد فیزیکی وجود داشته باشه

دیدگاهتان را بنویسید

دکمه بازگشت به بالا