آکادمی گلوفاعتماد به نفسخود شناسیعزت نفسموفقیت در روابطموفقیت فردی

3 قدم برای غلبه بر ترس از صحبت در جمع

ترس از صحبت در جمع یکی از چالش هایی هست که اکثر افراد در جامعه همواره با اون دست و پنجه نرم میکنن. دلیلشم کاملا واضح و مشخصه، تنها بخاطر نبوده عزت نفس و اعتماد به نفس این خلاء در وجود ما شکل میگیره. ما آدم ها به عنوان موجوداتی اجتماعی نیاز داریم که با افراد دیگه ارتباط برقرار کنیم و حتی در جامعه ابراز وجود کنیم، و تنها راه ارتباطی ما با آدما، صحبت کردنه. خب وقتی که ما نه توانایی صحبت کردن رو داریم و نه شهامتش رو، طبیعتا دچار سرافکندگی و ناومیدی می شیم و همواره اعتماد به نفس در ما بیشتر ریزش میکنه. من همیشه گفتم که در این دنیا چیزی به نام رکود وجود نداره. شما یا در حال رشد و پیشرفتی و یا در حال ریزش و پسرفت. پس وقتی به جای غلبه بر ترس ها و رفع ضعف ها همواره به اون ها دامن میزنی، رسما داری به نابود شدن عزت نفس و اعتماد به نفس خودت کمک میکنی!

غلبه بر ترس از صحبت در جمع

علاوه بر تمام این ها ما برای داشتن یک زندگی لذت بخش و رو به رشد و برای رسیدن به موفقیت، شدیدا نیازمند این توانایی هستیم. قدرت تکلم و توانایی صحبت در جمع و ابراز وجود در جامعه، یکی از فاکتور های اصلی و اساسی برای رشد و سعادت در زندگی محسوب میشه. خودت هم خیلی خوب میدونی که دارم راجع به چی صحبت میکنم دوست گلم! ترس از صحبت در جمع، خجالت و کمرویی، فن بیان ضعیف و اعتماد به نفس پایین قطعا تا همین جا هم کلی باعث رنج و ناراحتی تو شده و بدون شک باعث شده که تو کلی موقعیت بی نظیر رو در زندگی از دست بدی و فقط حسرت بخوری. آدم هایی که این قدرت های مهم و اساسی رو در وجودشون ندارن همواره در حال خودسرزنشی و حسرت خوردن هستن.

راستی حالا که صحبت از خودسرزنشی شد، پیشنهاد میکنم فایل صوتی و مقاله زیر رو از دست ندی:

چرا فلان جا نتونستم فلان حرف رو بزنم؟! چرا نتونستم احساسم رو بروز بدم؟! چرا جلوی فلانی زبونم بند اومده بود؟! چرا توی فلان جمع فلانی انقدر خوب صحبت کرد ولی من حرفی برای گفتن نداشتم. و کلی خودخوری ها و حسرت های درونی که فقط اعتماد به نفس و عزت نفس تو رو به مرور پایین تر میکشه …

ترس از صحبت در جمع همونطور که از اسمش معلومه، یک ترس محسوب میشه و همین ترس باعث میشه ما در لاک خودمون فرو بریم و دچار خجالت و کمرویی و حتی استرس و اضطراب بشیم. برای همین بهتره اول به دیدگاه درستی نسبت به ترس برسیم و آگاهی های لازمه رو درباره ترس ها به دست بیاریم و بعد بریم سروقت قدم های غلبه بر ترس از صحبت در جمع.

ترس چیست؟!

به طور خلاصه اگر بخوام برات توضیح بدم میتونم بگم که ترس از ناشناخته ها میاد. یعنی زمانی که تو میخوای کاری رو انجام بدی که تا به حال اصلا تجربش رو نداشتی و کاملا برات ناشناخته هست، اینجا سر و کله ترس پیدا میشه. کاری که بارها انجامش دادی، جایی که بار ها رفتی، روابطی که بار ها برقرار کرد و … این ها برای تو نه تنها ترسی نداره بلکه کاملا با اعتماد به نفس انجامشون میدی، اما چیزی که برای ذهنت غریبه و مبهمه طبیعتا ترس رو به ارمغان میاره.

زمانی که ذهن متوجه میشه تو میخوای کاری رو انجام بدی که تا به حال انجام ندادی، سریعا سیستم ترس رو فعال میکنه و شروع میکنه به پیش بینی های منفی و پرورش افکار منفی. شاید پیش خودت بگی خب مگه ذهن دیوانه هست؟ آخه چرا این کار رو میکنه؟ خب دلیلش اینه که وظیفه ذهن تنها مراقبت از تو و حفظ امنیت و بقاء توست. برای همین به محض این که بفهمه میخوای وارد یک مسیر ناشناخته بشی، سریعا تمام تلاشش رو میکنه تا تو رو منصرف کنه. با تصویر های ذهنی منفی و افکار منفی و پیش بینی شکست و این جور چیز ها.

اما خب مسله اینجاست که در 99.9 درصد مواقع هیچکدوم از این پیش بینی های منفی ذهن اصلا اتفاق نمیوفته! پس ما تا اینجا متوجه شدیم وقتی از انجام یک کار جدید می ترسیم و استرس می گیریم دلیلش اینه که ذهن ما داره به وظیفه طبیعی خودش عمل میکنه و این به این معنی نیست که ما واقعا قراره توی اون کار گند بزنیم!

یادمه زمانی که میخواستم برای اولین بار ابراز احساسات کنم، ذهنم در حدی استرس و ترس رو در وجودم انداخت که صدای لرزش استخون های پام و تپش قلبم رو می شنیدم!!! همین که من به ابراز احساسات فکر کردم ذهنم شروع کردن به تصویر سازی های منفی: اگه بهش بگی طرف داد و بیداد میکنه و میزنه زیر گوشت و شایدم اصلا با کیفش بزنه تو سرت و آبروت رو ببره و احتمالا حتی تحقیرت هم بکنه! تمام این ها رو با کیفیت بالا ذهنم شروع کرد به تصویر سازی. اما خب من با توجه به این که این آگاهی ها رو داشتم و به شناخت نسبت به عملکرد ذهنم رسیده بودم، کاملا بی توجه به استرس و ترسم به طرف مقابل گفتم که احساس خوبی نسبت بهش دارم و اون بنده خدا هم به محترمانه ترین شکل ممکن پاسخ داد.

می بینی رفیق جان؟ نتیجه در واقعیت صد و هشتاد درجه متفاوت بود با تصویر ها و پیش بینی های ذهن من …

درواقع ترس فقط یک توهمه و تنها یک تصویر ذهنیه و قرار نیست که واقعا اتفاق بیوفته.

پس همین ها رو که بدونی دیگه متوجهی که ترس و استرس بخشی از  طبیعت توست و قرار نیست اصلا نباشه! قراره تو به خودشناسی برسی و یاد بگیری با مدیریت این ها قدم های اول رو برداری و پرقدرت وارد ناشناخته ها بشی و انقدر اون کار رو انجام بدی تا برای ذهنت کاملا عادی بشه.

خب حالا اینجا داستان ما، ترس از صحبت در جمع هست. خیلی از بچه ها به من پیام میدن و می پرسن چرا موقع صحبت در جمع، ترس و استرس تمام وجودمون رو میگیره. و من همیشه میگم چرا نگیره؟! اتفاقا این نشان از سلامت ذهن توست و مشخصه که ذهنت کاملا به طبیعت خودش وفاداره و داره منظم فعالیتش رو انجام میده و به وظیفش عمل میکنه. پس بجای این که بگی چرا این شرایط هست، درست اینه که بگی چطور میتونم مدیریتش کنم تا بتونم قدم های اولیه رو برای کسب تجربه بردارم؟ یا به بیان ساده تر، چطور میتونم ذهنم رو با این کار و تجربه جدید آشنا کنم؟

پس لب کلام تو باید بدونی وظیفه ذهن موفق کردن تو نیست! وظیفه ذهن تنها حفظ امنیت و بقاء توست. همین  و بس. لذا اگر میخوای موفق بشی پس باید تمام برنامه های ذهنت رو تغییر بدی. چطوری؟ با تغییر نگرش و زدن در دل ناشناخته ها و کسب تجربیات جدید. پس تا همینجا بدون که ترس حاصل ناشناخته هاست و تنها تصویر های ذهنی منفیه و ترس فقط یک توهم و فکره که با تغییر باور ها و اقدام بر علیهش طبیعتا از بین میره.

ترس تنها یک هشدار از جانب ذهنه برای منصرف کردن تو و دست کشیدن از انجام کار جدید. و صادقانه بهت بگم، اگر بنا به پیروی از ذهن باشه پس تو باید بری توی شیشه الکل و اصلا بیرون نزنی! چون این چیزیه که ذهن میخواد، ذهن عاشق نگه داشتن تو در منطقه امنه. اما زندگی طبق سیستم هشدار ذهن پیش نمیره. زندگی طبق خوداگاهی و مدیریت ذهن پیش میره.

بچه هایی که ترس از صحبت در جمع دارن، دوتا ترس مشترک همیشه همراهشون هست. یکی ترس از قضاوت شدن و دومی ترس از تپق زدن و سوتی دادن! قبلا در سایت آکادمی گِلوف دو مقاله بی نظیر و مفصل برای این دو ترس منتشر شده. همینجا لینکشون رو برات میزارم که بعد از مطالعه این مقاله بری سراغشون:

پس قدم اول اینه که تو به دید و نگرش درست نسبت به ترس و استرس برسی و شیوه عملکرد ذهنت رو بشناسی. وقتی آگاه بشی نسبت به این ها دیگه با ترس و نگرانی غریبه نیستی و نمیگی ای بابا چرا من باید بترسم. بلکه ترس رو بعنوان طبیعت وجودت می پذیری و با کسب آگاهی و تمرین تلاش میکنی به مرور بهش غلبه کنی. درکل توی قدم اول ما باید به درست ترین و سازنده ترین دیدگاه نسبت به احساسات درونیمون برسیم.

صحبت و سخنرانی در جمع

راهکار برای غلبه بر ترس از صحبت در جمع

وقتی با داستان ترس آشنا شدیم، حالا از این جا به بعد به 2 قدم بعدی می پردازیم برای غلبه بر ترس از صحبت در جمع. بهت قول میدم با این سه قدم تو می تونی به مرور به این ترس غلبه کنی و به راحتی در هر جمعی صحبت کنی. پس بدون اتلاف وقت بریم سراغ ادامه قدم ها …

باید حرفی برای گفتن داشته باشی!

یکی از دلایل ترس از صحبت در جمع، اینه که ما تسلطی روی مبحث نداریم و یا اگر حرفی هم بزنیم خودمون بهش باور نداریم. به بیانی ساده تر، ما راجع به چیزی می خواهیم صحبت کنیم که به خوبی درکش نکردیم و صرفا می خواهیم دیده ها و یا مطالعات سطحی رو ارائه کنیم. خب بدون شک در این شرایط ما دچار استرس و یا ترس از صحبت در جمع میشیم.

پس دومین قدم برای داشتن شهامت حرف زدن اینه که ما در زمینه ای متخصص باشیم. ببین دوست گلم تو باید این رو بدونی که قرار نیست درباره هر چیزی اظهار نظر کنی یا قرار نیست در هر جمع و یا هر مباحثه ای بری روی منبر! تو قراره فقط در حیطه تخصص خودت صحبت کنی. به عنوان مثال من الآن فقط در حیطه تخصص خودم میتونم برای دیگران صحبت کنم و یکی از دلایلی که حتی در سمینار های چند هزار نفری هم به راحتی میتونم سخنرانی کنم اینه که بیش از ده ساله در این زمینه آگاهی، دانش و تجربه دارم و برای همین به تک تک کلماتی که بیان می کنم ایمان دارم و طبیعتا هم براحتی اطلاعاتم رو با فن بیانی قوی ارائه می کنم. در مباحث فرعی هم تا جایی که اطلاعات کافی داشته باشم حرف میزنم و اگر لازم باشه حتی کاملا سکوت میکنم.

برای مثال من واااقعا هیچ حرفی در زمینه مکانیک و اتومبیل ندارم. برای همین گاهی در جمع رفقا و دوستانم بودم که اون ها عمیقا در حال مباحثه در باره مسائل فنی ماشین های مختلف بودن، و من اونجا فقط سکوت کردم و در جایگاه شنونده از گوش دادن به بحثشون و همنشینی باهاشون لذت بردم.

پس این رو بدون که تو قرار نیست گوگل باشی، یا قرار نیست علامه دهر باشی! کسی که عزت نفس و اعتماد به نفس بالایی داره اتفاقا نه تنها ژست “استاد همه چیز دون” رو به خودش نمیگیره، بلکه هرجا اطلاعات کافی نداشته باشه سکوت اختیار میکنه و حتی اگر ازش سوالی هم بپرسن، صادقانه و با اعتماد به نفس میگه نمیدونم و اطلاعاتی در این زمینه ندارم. همین الآن خوده من حتی در حیطه تخصصم هم اگر ازم سوالی پرسیده بشه که جوابی براش نداشته باشم صادقانه میگم در این رابطه اطلاعاتی ندارم اما قطعا پیگیر رسیدن به پاسخ این سوال میشم.

حالا که این رو متوجه شدی پس بهتره دو کار رو انجام بدی. کار اول اینه که در حیطه کاری و تخصص خودت پرقدرت آگاهی و اطلاعات کسب کنی، و در قدم دوم اون اطلاعات و دانش رو انقدر تکرار کنی و جامه عمل بپوشونی تا تبدیل به تجربه بشه برات و همچنین به عمیق ترین درک نسبت به اون دانش و اطلاعات برسی. بالا ترین سطح ادراک رو فقط و فقط تجربه به تو میده دوست گلم. پس اگر میخوای با ایمان کامل و از تمام وجود پرقدرت راجع به تخصصت برای دیگران صحبت کنی، بهتره که تکرار و تجربه رو ببری بالا.

همچنین در کنار تخصص خودت، میتونی در زمینه های دیگه هم اطلاعات عمومیت رو بالا ببری. مثلا من الآن در حیطه طراحی، آواز، فن بیان و سخنوری، سخت افزار و نرم افزار، بازاریابی و فروش، بازار های مالی، مدیریت سایت، تولید محتوا و … هم اطلاعات و آگاهی دارم و اگر در این زمینه ها مباحثه ای پیش بیاد طبیعتا من هم حرفی برای گفتن دارم. درکل قرار نیست فقط و فقط در حیطه تخصصت حرف بزنی و در بقیه مباحث کلا سکوت کنی! قراره که یک مسیر اصلی داشته باشی و در کنارش به فرعیاتم بپردازی.

خیلی خب، در قدم دوم هم ما یاد گرفتیم که اولا باید حرفی برای گفتن داشته باشیم، دوما باید به درک و ایمان کامل به حرف هامون برسیم تا بتونیم از تمام وجود و پرقدرت اون رو ارائه کنیم. چیزی که گند میزنه به فن بیان، شک و تردید نسبت به گفته های خودمون هست!

شرکت در مباحثه های گروهی

اگر دو قدم اول رو برای غلبه بر ترس از صحبت در جمع برداشتی، حالا وقت تمرینه!

در قدم سوم تو باید در جمع هایی که بحثی پیش میاد و تو هم حرفی برای گفتن داری، آروم آروم شروع کنی به صحبت کردن و ارائه نظر. دو تا از دلایلی که تا به امروز تو هیچ بحثی شرکت نمیکردی همین بود که هم ترس ها و استرس ها رو جدی میگرفتی و هم حرفی برای گفتن نداشتی. اما حالا که دو قدم اول رو برداشتی پس دیگه وقتش رسیده شروع کنی به ابراز وجود و در جمع ها برای دیگران حرف بزنی.

این جمع ها میتونه جمع خانوادگی باشه یا جمع دوستانه باشه و یا جمعی از همکاران در محل کار. درکل از این به بعد هر جمعی که در مبحثش تو حرفی برای گفتن داری مثل یک زمین بازیه برای تمرین کردنِ تو. صادقانه بهت بگم دوست گلم تو با فرار کردن و یا این که توی خلوت خودت پیش بری نمیتونی به نتیجه برسی. این که تو میخواهی به توانایی صحبت کردن در جمع برسی اما تن به شرکت در مباحثه های گروهی نمیدی واقعا خنده داره! دقیقا مثل اینه که یک آدم گرسنه انتظار داره فقط با دیدن غذا سیر بشه درحالی که این غیرممکنه! تو اگر تا صد سال دیگه هم غذا رو نگاه کنی سیر نمیشی، تنها زمانی سیر میشی که اقدام به خوردن اون غذا کنی. یا یک مثال دیگه هست که معروف تره. میگه تو اگر صدتا کتاب درباره شنا کردن مطالعه کنی بازم بی فایدست، چون تنها زمانی شناگر و غواص میشی که بپری توی آب! پس حکایت توانایی صحبت کردن در جمع هم همینه.

بااااااااااید شروع کنی به تمرین. پس هی خودت رو گول نزن و هی نگو حالا بزار بیشتر مطالعه کنم، حالا بزار دوره های بیشتری ببینم و … تمام این ها بهانه های ذهنته برای این که تو تیر خلاص رو نزنی و وارد اصل بازی نشی. درواقع ذهن اینطور بازیت میده تا تو از منطقه امن خودت بیرون نزنی. پس نترس و اقدام کن، من ابتدای این توضیحات، لینک دوتا مقاله بی نظیر رو برات منتشر کردم. برو اون ها رو مطالعه کن تا ترس از قضاوت و ترس از سوتی دادن رو در وجودت کمرنگ کنی. وقتی نسبت به ترس های درونیت به آگاهی برسی، اونوقت شاید ترس هات کامل از بین نره، اما قطعا خییییلی کمرنگ تر میشن و تو حداقل میتونی قدم های اول رو خیلی راحت تر برداری.

صحبت کردن در جمع

اگر اقدام نکنی پس میشی مثل اون آدمی که فقط با مطالعه میخواد شناگر بشه.

پیشنهاد می کنم از جمع های خانوادگی و دوستانه و کوچیک شروع کنی. و پرقدرت تمرین و تکرار کنی. هررررر باری که تمرین میکنی و از این فرصت ها استفاده میکنی دوتا اتفاق میوفته. اتفاق اول اینه که تو به صحبت کردن در جمع و سخنوری مسلط تر میشی، اتفاق دوم هم اینه که ذهنت با این کار آشنا تر میشه و طبیعتا شهامت و قدرت جای ترس رو میگیره. به همین راحتی و به همین خوشمزگی، منتهی اگر اهل عمل و اقدام باشی …

من خودم که اول با مشاوره های خصوصی و یک نفره شروع کردم. یعنی تنها برای یک نفر صحبت میکردم و بهش آموزش و راهکار میدادم. بعد از مدتی کلاس های آنلاین چند نفره برگزار میکردم. شاید باورت نشه اما کلاس های آنلاین، ترس و استرسش از سخنرانی حضوری خیلی بیشتره! به هر حال در قدم دوم هم کلاس ها و لایو های انلاین رو برگزار میکردم و اننننقدر این کار رو کردم تا مثل آب خوردن شد برام و کاملا مسلط شدم. در قدم بعد کلاس های حضوری ده بیست نفره رو برگزار کردم و انقدر این روند تکرار شد تا کلاس های حضوری هم برام مثل آب خوردن شد. و حالا انشاالله اگر عمری باقی بود قراره بریم برای سمینار های بزرگ …

میدونی چی میخوام بهت بگم؟ میخوام بگم در ابتدای تک تک این قدم ها ترس و استرس همراه من بود، اما من دیگه پشت استرس و ترس نموندم و بی ترمز واردش شدم. چون هم ذهنم رو خوب شناخته بودم و هم با داستان ترس آشنا بودم و هم میدونستم که تنها راه غلبه بر ترس اینه که واردش بشی! حتی اگر صدات میلرزه یا زانو هات سست شده! باید واردش بشی و این تنها راه غلبه بر ترسه. پس منم مثل تو بودم اما با کسب آگاهی سطح ترس و استرس رو خیلی آوردم پایین در حدی که تونستم قدم های اول رو بردارم. مثلا در قدم های اول بخاطر استرس حتی صدام نازک میشد! دهنم خشک میشد، ضربان قلبم تند میشد و غیره! اما این ها رو دیگه خیلی خوب می شناختم و می دونستم کاملا طبیعیه. پس از تک تک این ها مانع نساختم، بلکه اهرم و پله ساختم برای رشدم.

این مثال ها رو هم از خودم زدم برای این که بهتر توضیحات رو درک کنی و امیدوارم تونسته باشم به بهترین شکل ممکن آگاهی ها رو بهت منتقل کرده باشم.

3 قدم برای غلبه بر ترس از صحبت در جمع | کلام آخر

برای کلام آخر باید بگم که تو همواره باید در حال تقویت عزت نفس و اعتماد به نفس باشی. علاوه بر این، در زمینه اصول فن بیان و سخنوری هم آگاهی و دانش لازمه رو کسب کن و وارد فاز عملگرایی بشو تا به مرور و با طی کردن تکامل بهتر و مسلط تر بشی. مثل همین الآن که این مقاله رو مطالعه کردی. باور کن حرف زدن هم یک تخصصه که تو باید یادش بگیری. این تخصص رو میگن فن بیان و مهارت های ارتباطی. یعنی اگر تو حتی برای یک نفر نمیتونی مسلط و حرفه ای صحبت کنی، پس چطور انتظار داری در جمع صحبت کنی؟ من یک جلسه رو در دوره جامع عزت نفس گِلوف کاملا به مبحث فن بیان اختصاص دادم، چون کسی که عزت نفس بالایی داره بدون شک فن بیانش باید عالی باشه. همچنین در آینده هم کلی آموزش بی نظیر بعنوان هدیه مثل همین مقاله بر روی سایت برات منتشر میشه.

راااااااستی! مقاله زیر رو به هیچ وجه از دست ندی، چون برای غلبه بر ترس از صحبت در جمع به شدت بهش نیاز داری:

 

ارادتمند و دوست دار تو، ابراهیم شجاعی

ابراهیم شجاعی

موسس و مدیر مسئول آکادمی گلوف

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

دکمه بازگشت به بالا